خلاصه داستان: روح زندانیِ سالها پیش بازمیگردد تا از فرماندار تازهمنصوبشدهٔ زندان انتقام بگیرد؛ اما گذشتهٔ تاریک این مکان، زندانیان و نگهبانان را نیز در کابوسی مرگبار گرفتار میکند.
خلاصه داستان: اپل اَنی، دستفروش سیبفروش نیویورکی، سالها به دخترش وانمود کرده زنی ثروتمند و بانفوذ است. وقتی دخترش با خواستگاری اشرافزاده به دیدارش میآید، یک خلافکار خوشقلب و دوستانش دستبهکار میشوند تا اَنی را به بانویی آبرومند تبدیل کنند.
خلاصه داستان: در دوران رکود بزرگ، داو برای یافتن عشق گمشدهاش هالی راهی نیواورلئان میشود و در مسیر با کیتیِ سرگردان همراه میشود. وقتی هالی را در روسپیخانهای زیر سلطهٔ زنی سختگیر پیدا میکند، تلاش داو برای بازگرداندن او زنجیرهای از عشق، حسادت و خطر را رقم میزند.
خلاصه داستان: جیل، رقصندهای جوان که ناگهان به شهرت میرسد، درمییابد که هواداران و عکاسان زندگی خصوصیاش را زیرورو کردهاند. فابیو، مردی که دوستش دارد، میکوشد از او در برابر هجوم شهرت محافظت کند.
خلاصه داستان: جک آندرس، ستارهای که پس از سه سال درمان در آسایشگاه به رم میرود تا بازیگری را از نو آغاز کند، اما نقش کوچکش به فرصتی برای نجات فیلم و بازسازی زندگیاش بدل میشود. وقتی کارگردان کهنهکار دچار حمله قلبی میشود، جک باید میان وفاداری به استادش و بازگشت دوباره به شهرت انتخاب کند.
خلاصه داستان: پس از جدایی از همسرش، جری، وکیل سرخوردهای از نبراسکا، برای شروعی تازه راهی نیویورک میشود و با گیتل، رقصندهای مستقل و بیپول، آشنا میشود. عشقی میان آنها شکل میگیرد، اما گذشتهی جری و تفاوتهایشان رابطه را به آزمونی دشوار میکشاند.
خلاصه داستان: ایچی، ماساژور نابینا و شمشیرزنی چیرهدست، برای یکی از دو گروه یاکوزا در شهری کوچک استخدام میشود؛ اما در میان جنگی قریبالوقوع، با سامورایی شریفی از گروه رقیب دوستی میبندد و ناچار میشود میان وفاداری و احترام انسانی انتخاب کند.
خلاصه داستان: ویلیام، دیپلمات تازهوارد آمریکایی در لندن، اتاقی از کاریل میگیرد؛ زنی جذاب که همسرش ناپدید شده و همه او را به قتل متهم میکنند. با شکلگیری علاقهای میان آن دو، ویلیام میکوشد حقیقت را کشف کند و بیگناهی او را ثابت کند.
خلاصه داستان: هارولد هیل، کلاهبرداری خوشزبان، وارد شهری کوچک در آیووا میشود و با جا زدن خود بهعنوان رهبر گروه موسیقی پسران، مردم را برای خرید ساز و لباس متحد میکند. اما وقتی کتابدار شهر به راز او پی میبرد و دلبستگی میانشان شکل میگیرد، هارولد باید میان فرار و فرصتی برای تغییر انتخاب کند.
خلاصه داستان: کالین، نوجوانی سرکش که بهدلیل دزدی به مرکز اصلاح و تربیت فرستاده شده، با استعدادش در دوهای استقامت توجه مدیر را جلب میکند. اما هرچه برای مسابقه آماده میشود، خاطرات زندگی سختش و بیاعتمادیاش به صاحبان قدرت، او را میان پیروزی و وفاداری به خویشتن قرار میدهد.