خلاصه داستان: در فرانسهٔ اشغالشدهٔ سال ۱۹۴۴، لوسینِ جوان پس از آنکه مقاومت فرانسه او را نمیپذیرد، به گشتاپو میپیوندد و از قدرت تازهاش بهره میبرد. اما دلبستگیاش به دختری یهودی، او را میان همکاری با اشغالگران و پیوندی انسانی گرفتار میکند.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدربزرگ، دو خواهر وارث قلعهای میشوند که افسانهها آن را خانهٔ ملکهٔ سرخِ قاتل میدانند. وقتی زنی با شنل سرخ به اطرافیانشان حمله میکند، مرز میان نفرین خانوادگی و توطئهای مرگبار مبهم میشود.
خلاصه داستان: روزنامهنگار آمریکایی گرگوری مور در پراگ به دنبال دوستدختر ناپدیدشدهاش میگردد، اما با سکوت مرموز اطرافیان و سرنخهایی هولناک روبهرو میشود. اوج ماجرا را در حالی تجربه میکند که خود را زنده، اما گرفتار در بدنی بیحرکت و در آستانه کالبدشکافی مییابد.
خلاصه داستان: زوج تازهازدواجکردهای در هتلی ساحلی با کنتسی مرموز و جواننشدنی روبهرو میشود؛ زنی که حضورش راز قتلهای خونین و رابطه آن دو را به مسیری هولناک میکشاند.
خلاصه داستان: وکیل جوانی به نام جاناتان هارکر راهی ترانسیلوانیا میشود تا با کنت دراکولا دیدار کند، اما در قلعهٔ مرموز او به دام میافتد. دراکولای سالخورده با نوشیدن خون دختران جوان جوانتر میشود و ون هلسینگ و یارانش برای متوقفکردن او وارد نبردی هراسانگیز میشوند.
خلاصه داستان: در میانهٔ انقلاب مکزیک، یک دلال اسلحهٔ سوئدی و یک شورشی مکزیکیِ سرسخت ناچار میشوند برای آزاد کردن استادی زندانی همپیمان شوند؛ مأموریتی پر از خیانت، تعقیب و ماجرا که وفاداری و انگیزههایشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از کشتهشدن دوست و شریکش، گانگستر مارسینشین، روك سیفردی، برای انتقام با ولپونه و دارودستهاش وارد جنگی بیرحمانه میشود. سالها بعد، او با گروهی تازه به مارسی بازمیگردد تا رقیبش را سرنگون کند و لولا را نجات دهد.
خلاصه داستان: بارونی خلبان کهنهکار و خوشگذران، پشت چهرهی قهرمانانهاش رازی هولناک پنهان کرده است: همسران پیشینش بهطرزی مرموز جان باختهاند. همسر تازهاش با کشف حقیقت در قلعه، ناخواسته خود را در برابر قاتلی بیرحم مییابد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۷، ژولین به خانهای روستایی نزدیک جبههٔ جنگ میرود تا دوستش ژاک را ببیند؛ اما وقتی او نمیرسد، ژولین در کنار خدمتکاری مرموز چشمبهراه میماند و خاطرات روزگار پیش از جنگ، دوستی و عشق را مرور میکند.
خلاصه داستان: یک تفنگدار افسانهای که زمانی راهزنان را شکار میکرد، در روستایی دورافتاده با شورشیانی روبهرو میشود که در برابر ستم زمینداران ایستادهاند. میان گذشتهی خونین خود و عدالتخواهی مردم، باید تصمیم بگیرد این بار در کدام سوی ماجرا بایستد.