خلاصه داستان: لی گیونگدو، خبرنگاری که سالها پیش عشق نخستش سو جیوو را در دو نوبت از دست داده، اکنون در پیِ پوششِ رسواییِ جنجالیِ شوهرِ او، دوباره با جیوو روبهرو میشود؛ دیداری که خاطرات و احساسات دفنشدهشان را زنده میکند و فصلِ تازه و غیرمنتظرهای از عشقشان را رقم میزند.
خلاصه داستان: زو تونگ، دانشجوی جوانی است که پس از اتهام تقلب توسط استاد فیزیکش، مو چنگ هه، از او متنفر میشود. اما وقتی این استاد سختگیر به عنوان معلم جایگزین زبان روسی او انتخاب شده و او را مجبور به درس خواندن میکند، این نفرت رفتهرفته به عشقی عمیق و مخفیانه تبدیل میشود.
خلاصه داستان: «لی جهها»، کارگردان نابغهای که پس از پنج سال دوری به سینما بازگشته، برای ساخت فیلم جدیدش با «لی دا اوم»، بازیگری مبتلا به بیماری لاعلاج آشنا میشود. همکاری این دو برای ساخت یک اثر عاشقانه، مرز میان سینما و واقعیت را از بین برده و عشقی عمیق را میان
خلاصه داستان: سونگ وو هه، بازیگر کودک سابق که اکنون زندگی آرامی به عنوان نویسنده و گلفروش دارد، با بازگشت ناگهانی اولین عشقش، سونگ جه یون، مواجه میشود. جه یون که برای رسیدن به موفقیت تلاش میکند، آرامش وو هه را به هم میزند و این ملاقات دوباره، گذشته و آینده هر دو را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: زندگی آرام لی جیآن، مادر مجرد و مدیر کارگاه ساختمانی، با سرکشی دخترش و بازگشت ناگهانی عشق اولش دگرگون میشود. همزمان، با ورود دختر او به زندگی پسر عشق اولش که صاحب یک مزرعه گل است، احساساتی غیرمنتظره شکل میگیرد و سرنوشت این چهار نفر به شکلی عمیق به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: داستان دو برادر دوقلو که پس از جدایی والدین در آمریکا و کره زندگی میکنند و هر تابستان با دختر همسایه، سونگ هاکیونگ، ملاقات میکنند؛ دختری که عشقی پنهان به یکی از آنها دارد. سالها بعد در بزرگسالی، در حالی که هر دو وارد دنیای معماری شدهاند، وقوع حادثهای تلخ در دو سال گذشته، مسیر زندگی و روابط عاطفی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: یی شن لان، پزشک اطفال متعهد در یک کلینیک روستایی، بر اثر یک سوءتفاهم با مدیر جدید بیمارستان، لو جائو شی، روبرو میشود. اما سرنوشت او را به دستیار این مدیر تبدیل میکند و همکاری نزدیک آنها برای حل مشکلات کلینیک و درمان بیماران، به عشقی شیرین و غیرمنتظره میان آن دو میانجامد.
خلاصه داستان: داستان سه دوست صمیمی در آستانه چهل سالگی که هر کدام با چالشهای متفاوتی در زندگی، کار و عشق دستوپنجه نرم میکنند؛ یکی برای بازگشت به دوران اوج مجریگری تلاش میکند، دیگری در آرزوی مادری با همسری سرد مواجه است و سومی همچنان در رؤیای ازدواج به سر میبرد. آنها در این مسیر پرپیچوخم، به دنبال بازتعریف هویت خود هستند.
خلاصه داستان: بازیگر محبوب، کیم تهری، در اولین تجربه معلمی خود یک کلوب تئاتر پس از مدرسه را در مدرسهای روستایی و در آستانه تعطیلی راهاندازی میکند. او در این مسیر، لحظاتی واقعی، بدون سناریو و الهامبخش از رشد و یادگیری را در کنار دانشآموزان بیتجربه به تصویر میکشد.