خلاصه داستان: گروهی از نوجوانان علاقهمند به فیلمهای هیولا، با کمک یک کتاب اسرارآمیز، به جنگ با موجودات ترسناکی مانند دراکولا، مومیایی و گرگنرودی میپردازند تا جهان را از تسلط آنها نجات دهند.
خلاصه داستان: رودولفو، یک دزد کوچک که در یک شهر کوچک زندگی میکند، پس از فرار از زندان، تصمیم میگیرد تا به دنبال گنجی اسطورهای باشد که در یک رودخانه رنگینکمان قرار دارد. او با کمک یک دوست قدیمی خود، به دنبال این گنج میگردد و در طول این سفر با چالشهای مختلفی روبرو میشود. در نهایت، او میفهمد که گنج واقعی در درون خودش نهفته است.
خلاصه داستان: ساتیریکون یک فیلم ماجراجویی و درام است که در سال 1969 ساخته شده و به کارگردانی فریدریکو فلینی است. داستان فیلم بر اساس رمان کلاسیک رومی «ساتیریکون» نوشته پترونیوس است و در دوران امپراتوری روم واقع شده است. فلینی با نگاه خاص خود، داستان را به صورت یک سفر سوررئالیستی و خیالانگیز روایت میکند که در آن شخصیتهای عجیب و غریب، رویدادهای عجیب و وقایع خیالانگیز را به تصویر میکشد. فیلم با استفاده از تصاویر رنگارنگ و بیپایان، به جهان پر از شهوت، شوخی و فساد اخلاقی در روم باستان میپردازد.
خلاصه داستان: چهار دوست که در دوران کودکی با یک بازی تولیدی خودشان با یکدیگر آشنا شدند، پس از سالها مجبور میشوند با یک لعنت مرموز که بازی آنها آغاز کرده است، مواجه شوند. این لعنت باعث میشود زندگی آنها به طرز عجیبی تغییر کند و آنها مجبور شوند با خطرات و چالشهایی که لعنت در پی دارد، مقابله کنند. در حالی که تلاش میکنند راز لعنت را کشف کنند، روابط و اعتماد متقابل آنها نیز در معرض آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: مایک در حالی که به خرید ماشین جدیدش افتخار میکند، سعی میکند لیزا را متقاعد کند که آن را امتحان کند. با وجود مخالفت او، مایک ماشین را راه میاندازد و در نهایت لیزا و دیوید مجبور میشوند همراه او سواری کنند. در طول سفر، مایک با دکمههای کنترل مختلف ماشین بازی میکند و این باعث میشود ماشین به طور غیرمنتظره عمل کند. در نهایت، ماشین ویران میشود و مایک در حالی که از بین برده است، به لیزا و دیوید میگوید که آنها میتوانند به خانه بروند.
خلاصه داستان: امروز من میمیرم داستان آمی را به تصویر میکشد که پس از اینکه متقاعد میشود فردا خواهد مرد، اضطرابش به دیگران سرایت میکند و باعث میشود اضطراب مرگ همه را فرا گیرد.
خلاصه داستان: در سال 1918، بنجامین باتن به دنیا میآید اما به جای اینکه نوزادی مانند سایر کودکان باشد، به صورت یک مرد پیر در 80 سالگی ظاهر میشود. پدرش او را روی در یک خانهی کوتاهمدت میگذارد و یک پرستار سیاهپوست به نام کوینی او را بزرگ میکند. بنجامین در طول زندگیاش به صورت معکوس رشد میکند و هر روز جوانتر میشود. او با دختری به نام دزدلی آشنا میشود و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد که با گذر زمان و تغییر سن بنجامین، به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی کوچک به نام بریستول کاور، زندگی مردم به وحشت و هراس تبدیل میشود وقتی که دختری با قدرتهای مرموز و صدای جادویی ظاهر میشود. او یک پری دریایی واقعی است که به دنبال انتقام از انسانها برای آزار و شکار نسل خود به این شهر آمده است. در حالی که مردم شهر تلاش میکنند راز این موجود مرموز را کشف کنند، دوستان جوانی با او رابطه برقرار میکنند و درگیر جنگ خونین میان پریان دریا و انسانها میشوند. در این سریال، مرز بین خیر و شر محو میشود و هر کس مجبور میشود تصمیم بگیرد که در این نبرد کدام طرف را انتخاب میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک مرد گمکرده در جنگل بیابان، با یک جسد متحول شده به نام مانی دوستی میکند و با کمک او به دنبال راهی برای بازگشت به تمدن میگردد. این دوستی عجیب و غریب، ماجراهایی پر از طنز و احساسات را در پی دارد.
خلاصه داستان: در یک دنیای خیالی، رز مکگینلی، یک مدرس سادهکار، با تواناییهای فراطبیعی و ارتباط با ارواح مواجه میشود. او به عنوان یک راهنمای روحانی، به افرادی کمک میکند که با نیروهای ماورا طبیعت مواجه شدهاند. در این بین، ماجراهایی طنزآمیز و هیجانانگیز در پی میآید که او را به چالشهای جدیدی میکشاند و او را به سفری پر از اتفاقات عجیب و غریب میبرد.