خلاصه داستان: رالف کوتر، تبهکاری بیرحم، با فراری خونین از زندان آزاد میشود و با فریب خواهر مردی که در فرار کشته، دوباره به دنیای جرم بازمیگردد. اما وقتی با پلیسهای فاسد و خیانتهای تازه روبهرو میشود، جاهطلبیاش او را به سوی پایانی مرگبار میکشاند.
خلاصه داستان: جیمی کیلمارتین، خلافکار سابقی که میخواهد زندگی تازهای کنار خانوادهاش بسازد، با نقشهای خطرناک برای سرقت خودروها دوباره به زندان میافتد. او برای آزادی و متوقفکردن رئیس تبهکاران، مخفیانه وارد دنیای او میشود؛ اما هر قدم، جان خانوادهاش را بیشتر به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: فرانکی پس از چهارده سال زندان آزاد میشود و سراغ شریک سابقش میرود تا سهمی را که به او وعده داده شده بود بگیرد؛ اما حالا شریکش صاحب یک باشگاه شبانهٔ پررونق است و قصد ندارد چیزی را تقسیم کند. میان خیانت، جاهطلبی و حسابوکتابهای گذشته، فرانکی باید راهی برای پسگرفتن حقش پیدا کند.
خلاصه داستان: یک مأمور آمریکایی برای کشف هویت عاملان سرقتهای مسلحانه، با نامی جعلی به دارودستهای تبهکار در توکیو نفوذ میکند. اما هرچه به رهبر بیرحم گروه نزدیکتر میشود، خطر لو رفتن و گرفتار شدن در شبکهای از خیانت و عشق بیشتر میشود.
خلاصه داستان: نویسندهای به نام استفن پس از قتل خدمتکار خانه، از برادرش جان میخواهد در پنهانکردن جسد کمکش کند؛ اما وقتی راز جنایت فاششدنی میشود، بدگمانی و عذاب وجدان همه را به سوی سرنوشتی هولناک میکشاند.
خلاصه داستان: پس از آنکه یک افسر پلیس به دست سارق مرموز و زیرکی کشته میشود، دو کارآگاه با سرنخهای اندک و روشهای دقیق پلیسی در پی یافتن او برمیآیند. اما مجرم با شنود تماسهای رادیویی پلیس، همیشه یک قدم جلوتر است و تعقیبوگریزی نفسگیر آغاز میشود.
خلاصه داستان: جو مورس، وکیلی جاهطلب که با یک گانگستر برای بلعیدن بساط قمارهای غیرقانونی نیویورک همکاری میکند، میکوشد برادر بزرگترش را هم وارد این نقشه کند. اما وقتی طمع و جاهطلبی، خانواده و وجدانش را به خطر میاندازد، جو ناچار میشود با پیامدهای انتخابهایش روبهرو شود.
خلاصه داستان: لین بلَمی، رقصندهٔ دورهگرد، پس از گرفتارشدن در شهری کوچک با کلانتر فاسدی روبهرو میشود که عشق و آزادیاش را تهدید میکند؛ او با زیرکی راهی به محلهٔ اعیاننشین مییابد و برای انتقام، وارد بازی خطرناک قدرت و سیاست میشود.
خلاصه داستان: مارتین روم، تبهکاری زخمی که به قتل یک پلیس متهم است، از زندان میگریزد تا جواهرات پنهانشده و راه فراری بیابد؛ در تعقیب او، دوست دوران کودکیاش، ستوان کندلا، میان وظیفه و خاطرات گذشته گرفتار میشود.
خلاصه داستان: استیو، رانندهٔ خودروی زرهی، هنوز دلبستهٔ همسر سابقش آناست؛ اما وقتی رابطهٔ پنهانیشان با شوهر تبهکار او فاش میشود، استیو ناخواسته وارد نقشهٔ سرقتی مرگبار میشود. عشق و خیانت در این ماجرا، همهچیز را به سوی پایانی تلخ میکشاند.