خلاصه داستان: "Gangnam Zombie" داستانی تلفیقی از اکشن، هیجان و عناصر زامبی در منطقه لوکس گانگنام سئول است. این فیلم دنبالهدار شخصیتی به نام جون-هو که بعد از یک سفر طولانی به کره بازمیگردد و شاهد بروز یک شیوع غیرمنتظره در قلب شهر میشود.
این شیوع که شبیه به یک ویروس زامبی است، باعث میشود بخشهایی از گانگنام به زودی به "منطقه قرنطینه" تبدیل شود. جون-هو با همراهی یک پزشک محلی و چند تن از بقاکران، باید راهی برای فرار و همچنین متوقف کردن گسترش بیماری پیدا کند.
فیلم با لحنی پرتنش، صحنههای اکشن پرخاشگر و همچنین نقدی تند به تمایلات مصرفگرایانه جامعه، تماشاگر را به سفری خطرناک واقع در دل شهر مدرن دعوت میکند.
خلاصه داستان: وقتی شب شهر رو فرا میگیره، سایهها و ارواح تو این سریال آنتولوژی ترسناک که روی افسانههای شهری کرهای تمرکز داره، زنده میشن. هر قسمت یه داستان کوتاه ۷ تا ۱۵ دقیقهایه که قصههای ماوراءالطبیعه، مثل دانشآموزی که با حسادت و گناه تسخیر شده، تاکسیرانی که مسافر شبحمانندی سوار میکنه یا پخش زندهای که به وحشت واقعی میرسه رو تعریف میکنه. سریال پر از فضای وهمآلود و هیجانه که داستانهاش به شکل ظریفی به هم وصلن.
خلاصه داستان: "انیگما" داستان فا رو روایت میکنه، یه دانشآموز سال دوازدهم توی مدرسه ساتریکورات، یکی از معتبرترین مدرسههای کشور، که پر از استانداردهای سختگیرانهست و دانشآموزا رو به وسواس نمره و امتحان میکشونه. فا هم از این قاعده مستثنی نیست. یه روز، یه دانشآموز ممتاز زیر فشار روانی میشکنه و به یه معلم چاقو میزنه و بدجوری زخمیش میکنه. مدرسه اینو به استرس درسی ربط میده، ولی فا حس میکنه یه چیز دیگه پشت ماجراست، انگار دنیاش داره کمکم ترک برمیداره. وقتی اتفاقای عجیب دیگهای میافته، اینا به یه معلم جدید مرموز به اسم آجین ربط پیدا میکنه. آجین با ظاهر گیکمانند و موهای آشفتهش اول گیج و دستوپاچلفتی به نظر میاد، ولی یه حس عجیب دورش هست که فا رو کنجکاو نگه میداره. هر چی فا بیشتر توی این رازا غرق میشه، به یه دنیای خطرناکتر از تصوراتش کشیده میشه—جهانی که همیشه فکر میکرد فقط خیاله، ولی حالا میفهمه با یه ذره باور، شاید واقعی بشه. این سریال پر از معما، ترس و فانتزیه.
خلاصه داستان: "قفل در" داستان جو کیونگ-مین رو روایت میکنه، یه کارمند بانک که توی یه آپارتمان تکاتاقی تنها زندگی میکنه. یه روز که از سر کار برمیگرده، متوجه میشه در قفل آپارتمانش باز مونده. بعد از عوض کردن رمز قفل، شب موقع خواب صدایی میشنوه که انگار یکی داره سعی میکنه قفل رو باز کنه. کیونگ-مین که حسابی ترسیده، به پلیس زنگ میزنه، ولی اونا جدی نمیگیرنش. چند روز بعد، با پیدا کردن ردپاهای عجیب توی خونهش و شروع یه قتل مرموز، میفهمه دیگه امن نیست و خودش دست به کار میشه تا راز این ماجرا رو بفهمه. این فیلم که بازسازی "Sleep Tight" اسپانیاییه، پر از تعلیق، ترس و حس ناامنی توی فضای خونهست.
خلاصه داستان: "زنگ مرگ ۲: اردوی خونین" داستان یه گروه از دانشآموزا رو روایت میکنه که توی تعطیلات تابستونی برای کلاسای تقویتی توی مدرسهشون میمونن. یه معلم کارآموز به اسم سه-هی با اونا همراه میشه، اما وقتی دانشآموزا یکییکی به شکل وحشتناکی کشته میشن، معلوم میشه این قتلها به مرگ مرموز یه شاگرد قدیمی به اسم ته-یون ربط داره. سه-هی و دوستش باید راز این جنایتها رو حل کنن تا جلوی مرگهای بیشتر رو بگیرن. این فیلم پر از ترس، معما و خونریزیه.
خلاصه داستان: "زنگ مرگ" داستان یه گروه از دانشآموزای نخبه رو روایت میکنه که توی یه دبیرستان کرهای برای امتحانات میانترم آماده میشن. یه روز، یه تلویزیون توی کلاس روشن میشه و هه-یونگ، بهترین شاگرد مدرسه، رو نشون میده که توی یه آکواریوم پر از آب گیر افتاده. یه صدای مرموز از بلندگو میگه اگه دانشآموزا نتونن سوالای امتحان رو درست جواب بدن، همکلاسیهاشون یکییکی میمیرن. این فیلم پر از تعلیق، ترس و پیچشهای داستانیه که به مرگ یه دانشآموز قدیمی ربط پیدا میکنه.
خلاصه داستان: "دایره" داستان ۵۰ غریبه رو روایت میکنه که توی یه اتاق تاریک بیدار میشن و دور یه گنبد سیاه ایستادن. هر دو دقیقه، یکیشون با یه دستگاه عجیب کشته میشه، مگه اینکه از دایرهشون بیرون برن که اونم مرگ داره. وقتی میفهمن میتونن با رأیگیری انتخاب کنن کی بمیره، گروهها و تعصبات شکل میگیرن و یه بازی روانی پرتنش شروع میشه که نشون میده آدما توی موقعیتای سخت چطور تصمیم میگیرن.
خلاصه داستان: "سیندرلا" داستان هیون سو رو روایت میکنه، دختری که با مادرش یون هی، یه جراح پلاستیک معروف، زندگی میکنه. وقتی دوستای هیون سو بعد از عمل جراحی صورتشون خودکشی میکنن، اون مشکوک میشه و توی زیرزمین خونهشون دنبال جواب میگرده. اونجا رازهای تاریکی از گذشته مادرش و یه روح مرموز پیدا میکنه که به زیبایی و انتقام وصلن.
خلاصه داستان: "بیارش جلو، روح" داستان پارک بونگ پال رو روایت میکنه، یه دانشجوی جوون که میتونه ارواح رو ببینه و برای پول درآوردن اونا رو شکار میکنه. اون با کیم هیون جی، یه روح سرگردون که موقع مرگش دانشآموز بوده، روبهرو میشه. این دو با هم شروع به حل راز مرگ هیون جی میکنن و توی این مسیر با یه استاد مرموز و ارواح خطرناک روبهرو میشن.
خلاصه داستان: "پیوند خونی" داستان دو هیونگ سو رو روایت میکنه، یه گانگستر که توی دنیای زیرزمینی یه گروه جنایتکار کار میکنه. وقتی میفهمه یه بیماری لاعلاج داره، تصمیم میگیره قبل از مرگ با برادر جداافتادهاش، دو شیک، که یه کشیشه، آشتی کنه. اما گذشته تاریکشون و دنیای متفاوتی که توش زندگی میکنن، این آشتی رو سخت میکنه.