خلاصه داستان: ریوی ایچیجو (گوکی مائدا) پسر خانواده ایچیجو است که یک کنگلومرا بزرگ تأسیس کردند. زندگی او عالی است، اما، یک روز تصادف می کند و به کما می رود. در همین حال، ناتسومی موریکاوا (سایو کوبوتا) درگیر اختلاف می شود...
خلاصه داستان: "لطفا جسد مرده ام را پیدا کنید." نویسنده پرفروش موریبایاشی آسامی (یاماگوچی سایاکا) پیامی مبنی بر خودکشی را در وبلاگ خود پست می کند و سپس بدون هیچ ردی ناپدید می شود. با وجود غیبت او، وبلاگ او همچنان به روز رسانی می شود و نشان می دهد که ...
خلاصه داستان: کیوکو پس از ۱۷ سال با دخترعمویش میچیرو روبهرو میشود؛ زنی که راز تاریک قتلی قدیمی را با او شریک است. میچیرو با تصاحب شرکت کیوکو و بازی با روان مراجعان، آنها را به مرز نابودی میکشاند و کیوکو را در ورطه تاریک همدستی و عشقی ممنوعه گرفتار میکند.
خلاصه داستان: داستان درمورد سیکه ایچیرو چهل و سه ساله است که به خاطر لبخند درخشان و رفتار و گفتار راحتش محبوبیت زیادی بین مردم پیدا کرده و انتظار میره خیلی زود نخست وزیر بشه و همینطور یه منشی قابل اعتماد داره و همه تلاشش رو میکنه تا رییسش به نخست وزیری برسه همه چیز برای این زوج رییس و منشی به ظاهر معمولی و عالیه اماخبرنگاری شک میکنه چیزی بیشتر از به همکاری معلولی بین این دو برقراره و شروع به بررسی گذشته اشون کرد و متوجه مرگ های مشکوکی که به این دو مربوط بوده ، شد باید دید روی دیگه این سیاستمدار خندان چطوره
خلاصه داستان: این داستان در اوایل دوران شووا اتفاق می افتد و در شهر تسوکومویا اتفاق می افتد. ماجراهای یک کارآگاه از کار افتاده و بدهکار با نگاهی تیزبین به جزئیات و شریک غیرمعمول او که توانایی عجیبی در تشخیص لی...
خلاصه داستان: یک جراح مغز و اعصاب با آسیب مغزی از فراموشی انتروگراد رنج می برد. او که قادر به ایجاد خاطرات جدید نیست، به عنوان یک پرستار کار می کند تا اینکه یک دکتر عجیب و غریب به او کمک می کند تا رازهای گذشته خود را کشف کند و مهارت های جراحی خود را بازیابد.
خلاصه داستان: سازمان پلیس به دلیل اقتصاد مجبور به ریاضت مالی است و به دنبال راه هایی برای کاهش هزینه ها است. یک "دپارتمان حسابداری ویژه" ایجاد شده است که شامل افسر پلیس مادوکا هاجیمه (کانا هاشیموتو) می شود. ...
خلاصه داستان: داستان درمورد پرونده قتل پدر هیروکاوا سریناست که به خاطر تحقیق روی پرونده دزدی های سریالی از ماشین اتفاق نیفته و متهم پرونده دزدی کنتارو درمورد قتل مجرم شناخته میشه و دادستان تاجیما ریوجی او رو به زندان میندازه و سرینا به همین خاطر حالا دستیار دادستان شده ولی روزی کنتارو با دفتر دادستانی تماس میگیره و اصرار میکنه که در پرونده قتل بی گناهه وبعد در زندان خودکشی میکنه و به خاطر همین اتفاق ریوجی با وکیل کنتارو ملاقات میکنه و او متهم اصلی پرونده رو بهش معرفی میکنه اما فردا جسدش تو خونه اش پیدا میشه سرینا که از همه این اتفاقات مات شده تصمیم میگیره پرونده قتل پدرش و وکیل کنتارو رو همزمان بررسی کنه
خلاصه داستان: پلویرونگ طراح جواهرات است و به مین مین رفته که پر از مردههای وحشتناک است. وقتی جسد کارگران را پیدا میکنند و یک حلقه عروسکی با مروارید از عمق بیرون میآید، روح مودا – زنی که یکصد سال پیش قربانی حسادت شده و در همان مکان مرده – آزاد میشود. حالا روح کینهور مودا با حلقهٔ نفرت در حال انتقام از دو خواهر ناتنی (پیلین و موودا) است تا کار قدیمیاش را تمام کند. یک بازپرس جوان، پرئوک، که عاشق یکی از خواهرها است، وارد این دنیای تاریک میشود و باید عشق، انتقام و رازهای پنهان را به هم گره بزند تا جان خود و عشقش را نجات دهد.