خلاصه داستان: فیلمی تاریخی و اکشن محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی هنرمند هو شیائو-شین که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۵ برنده جایزه بهترین کارگردانی شد. داستان در دوران سلسله تانگ در قرن نهم میلادی روایت میشود و بر شخصیت نی وی (با بازی شو چین) متمرکز است؛ زنی جوان که در کودکی ربوده شده و توسط یک راهبه به یک مأمور مخفی و قاتل حرفهای آموزش دیده است. او پس از ناکامی در انجام یک مأموریت، توسط استادش به شهر زادگاهش بازگردانده میشود تا یکی از اشراف قدرتمند منطقه به نام تیان جیان (با بازی چانگ چن) را به قتل برساند. نی وی در این مأموریت با چالشهای عاطفی عمیقی روبرو میشود، زیرا تیان جیان نه تنها یک فرماندار نظامی مهم است، بلکه نامزده سابق او نیز محسوب میشود. این فیلم با بهرهگیری از تصویربرداری خیرهکننده و طراحی صحنههای باشکوه، فضایی شاعرانه و مرموز را خلق میکند و تماشاگر را به دنیای پر از توطئه و کشمکشهای سیاسی و عشقی چین باستان میبرد.
خلاصه داستان: The Lure (2016) فیلمی موزیکال و ترسناک به کارگردانی آنجلینا شوچکو و محصول لهستان است. این فیلم که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد، داستان دو خواهر پری دریایی به نامهای سیلور و گلدن را روایت میکند که در دهه ۸۰ میلادی در ورشو به یک گروه موسیقی شبانه میپیوندند. آنها به عنوان خواننده و رقصنده در کلوپ مشغول به کار میشوند، اما در پس ظاهر فریبنده خود، موجوداتی خونخوار هستند که برای بقا به گوشت انسان نیاز دارند. سیلور عاشق یکی از اعضای گروه به نام میتک میشود و برای رسیدن به او حاضر به هر کاری است، اما این عشق او را در برابر خواهرش و ماهیت وحشیانه خود قرار میدهد. فیلم با ترکیب ژانرهای موزیکال، کمدی و وحشت، تمثیلی مدرن از افسانههای پریان است که در دنیای تاریک و پرزرق و برق شبهای لهستان کمونیستی روایت میشود و به موضوعاتی چون بلوغ، جنسیت و هویت انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: مردی کارآگاه بازنشسته به نام فیشر در شهری اروپایی غرق در باران و تاریکی، سعی میکند با استفاده از روشهای غیرمعمول و خطرناک، معمای قتلهای زنجیرهای را حل کند. او با بازگشت به گذشته و دنبال کردن ردپای یک قاتل مرموز، در دنیایی سوررئال و تاریک غرق میشود که مرز بین واقعیت و توهم در آن محو شده است. این فیلم اولین قسمت از سهگانه اروپا اثر لارس فون تریه است که با تصاویر تحسینبرانگیز و فضاسازی خیرهکننده خود، تماشاگر را به دنیایی پر از رمز و راز و ابهام میکشد.
خلاصه داستان: «ساعت پاکسازی» (The Cleansing Hour) فیلم ترسناک آمریکایی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی دیمین لوان است. در این فیلم رادو رومان، آلیانا لانترا، رایان گوینگ و کریس لوین به ایفای نقش پرداختهاند. داستان حول محور یک شو اینترنتی پرطرفدار به نام «ساعت پاکسازی» میچرخد که در آن کشیشی به نام مکس (رومان) به صورت زنده اقدام به جنزدایی از افراد میکند. این شو در واقع یک برنامه ساختگی و فریب است که با همکاری دوستش درو (گوینگ) و با استفاده از جلوههای ویژه و بازیگران اجرا میشود تا بینندگان را فریب دهند. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که نامزد درو، لین (لانترا)، به عنوان سوژه بعدی برنامه انتخاب شده و ناگهان توسط یک نیروی شیطانی واقعی تسخیر میشود. حالا مکس و درو باید با یک جنزدایی واقعی روبرو شوند که نه تنها زندگی آنها را تهدید میکند، بلکه شهرت و کسب و کارشان را نیز به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: یک فیلم مستند تحسینشده به کارگردانی جیمز فاکس که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و به بررسی یکی از مرموزترین پدیدههای زمان ما میپردازد: یوفوها. این مستند جامع با استفاده از تصاویر آرشیوی خارقالعاده، شهادتهای دستاول از مقامات نظامی و دولتی سابق، خلبانان، سناتورها و شاهدان عینی، و همچنین تحلیلهای کارشناسان، به کاوش در تاریخچه طولانی مواجهات با اشیای ناشناس پرنده میپردازد. فیلم که با استقبال گستردهای روبرو شد، شواهد قانعکنندهای را ارائه میدهد که نشان میدهد این پدیده نه تنها واقعی است، بلکه توسط دولت ایالات متحده برای دههها مورد مطالعه و پنهانکاری قرار گرفته است. از شهادتهای تکاندهنده خلبانان نیروی دریایی در مورد مواجهات با یوفوها گرفته تا افشاگریهای مقامات سابق پنتاگون، این مستند بیننده را به چالش میکشد تا در مورد جایگاه ما در کیهان و حقیقتی که ممکن است از ما پنهان شده باشد، تجدید نظر کند.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و موفق به نام مت (مایکل روزنباوم) که در آستانه ارتقاء شغلی قرار دارد، پس از یک سوءتفاهم در جلسه مهمی، شغل خود را از دست میدهد و به طور موقت از کار اخراج میشود. در اوج ناامیدی و برای پرداخت هزینههای زندگی، او با زنی به نام ناتاشا (لیزی برودریک) آشنا میشود که یک اسکورت لوکس است. ناتاشا به او پیشنهاد میدهد تا به عنوان راننده و محافظ شخصی او کار کند. مت که در ابتدا با این ایده مخالف است، به مرور زمان تحت تأثیر هوش، ذکاوت و شخصیت پیچیده ناتاشا قرار میگیرد و درمییابد که او تنها یک اسکورت نیست، بلکه زنی باهوش و تحصیلکرده است که به دلایل خاصی به این شغل روی آورده است. رابطه آنها از یک همکاری ساده به دوستی عمیق و سپس عشقی غیرمنتظره تبدیل میشود و مت را با چالشهای اخلاقی و عاطفی بزرگی مواجه میکند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ویل سلوین، داستانی طنزآمیز و در عین حال احساسی را درباره عشق، طبقه اجتماعی و قضاوتهای شتابزده روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه سابق به نام جونگ هو که اکنون به عنوان قاچاقچی فعالیت میکند، متوجه میشود که دخترانش ناپدید شدهاند. او با پیگیری ردپاها به یک قاتل سریالی وحشیانه به نام جی یونگ میرسد که پیشتر توسط پلیس دستگیر شده بود. جونگ هو باید با زمان مسابقه دهد تا جان آخرین قربانی را نجات دهد و انتقام دخترانش را بگیرد. این فیلم مهیج و نفسگیر محصول سال ۲۰۰۸ کره جنوبی به کارگردانی نا هونگ جین و با بازی کیم یون سوک در نقش کارآگاه جونگ هو است که به عنوان یکی از بهترین فیلمهای جنایی کرهای شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «عشاق» (The Lovers) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی عظیم جوزف و با بازی دبرا وینگر و تریسی لتس، داستان زوجی میانسال به نامهای ماری و مایکل را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، رابطهشان به سردی گراییده و هر دو درگیر روابط عاشقانه خارج از ازدواج شدهاند. ماری با نویسندهای به نام رابرت و مایکل با رقصندهای جوان به نام لوسی ارتباط دارند. زمانی که پسرشان جوئل قرار است برای تعطیلات به خانه بیاید، این زوج تصمیم میگیرند برای حفظ ظاهر، روابط خارجی خود را موقتاً متوقف کرده و وانمود کنند که همه چیز خوب است. اما در کمال تعجب، همین نزدیکی اجباری و بازی کردن نقش زوجی خوشبخت، بار دیگر جرقههای عشق و صمیمیت را بین آنها روشن میکند و آنها را در موقعیتی پیچیده و طنزآمیز قرار میدهد که باید بین زندگی قبلی و احساسات تازهیافته خود انتخاب کنند.
خلاصه داستان: فیلم «زمانی که باقی میماند» (The Time That Remains) به کارگردانی الیا سلیمان، کارگردان فلسطینی، در سال ۲۰۰۹ ساخته شد. این فیلم نیمهاتوبیوگرافیک که در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۹ به نمایش درآمد، داستان زندگی خانواده سلیمان را از سال ۱۹۴۸ تا به امروز روایت میکند. فیلم با بازی الیا سلیمان در نقش خودش، همراه با سایر بازیگران فلسطینی، روایتی طنزآمیز و در عین حال تلخ از زندگی در ناصره تحت اشغال اسرائیل ارائه میدهد. داستان در چهار بخش زمانی مختلف روایت میشود: سال ۱۹۴۸ و جنگ اعراب و اسرائیل، سال ۱۹۷۰ و دوران کودکی الیا، سال ۱۹۸۰ و جوانی او، و در نهایت زمان حال که الیا به عنوان یک کارگردان سینما به ناصره بازمیگردد. فیلم با نگاهی شاعرانه و کمیک به مسائل جدی سیاسی و اجتماعی میپردازد و تصویری منحصر به فرد از هویت فلسطینی و مقاومت روزمره ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه نخستین بخش از سهگانه اخلاقیات اریک رومر است که داستان مرد جوانی را روایت میکند که هر روز برای دیدن دختری که به او علاقه دارد، از مقابل نانوایی محل عبور میکند. او برای جلب توجه بیشتر، شروع به خرید از نانوایی میکند و در این میان با دختر نانوایی آشنا میشود. رابطهای دوستانه بین آنها شکل میگیرد، اما مرد جوان درگیر تردیدهای اخلاقی میشود و باید بین وفاداری به احساس اولیهاش و رابطه جدیدی که شکل گرفته، یکی را انتخاب کند. این فیلم با نگاهی ظریف به موضوعات اخلاقی و روابط انسانی، زمینهساز سبک منحصربهفرد رومر در سینما شد.