خلاصه داستان: در دنیای جاسوسی پر از خیانت و نیرنگ، اورتین سولت، یک مأمور سازمان سیا که به خاطر وفاداری و مهارتهای استثناییاش شناخته شده است، ناگهان متهم به جاسوسی برای روسیه میشود. زمانی که او در حال بازجویی است، یک جاسوس روسی به نام اورلوف از ساختمان خارج میشود و ادعا میکند که سولت در واقع یک جاسوس روسی است که سالها پیش برای انجام مأموریتی به آمریکا فرستاده شده است. سولت موفق به فرار میشود و برای پاک کردن نام خود و اثبات بیگناهیاش، باید از تمام مهارتهای خود استفاده کند تا یک توطئه بزرگ را خنثی کند. در این راه پر پیچ و خم، او با تد وینتر، همکار و رئیس سابقش، و پژو، یک مأمور سازمان اطلاعات دفاعی اسرائیل، همکاری میکند. آنجلینا جولی در نقش اورتین سولت درخشان است و فیلمی پر از اکشن و تعلیق را به کارگردانی فیلیپ نویس ارائه میدهد که تماشاگر را تا آخرین لحظه روی صندلی میخکوب میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-ترسناک محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی ران آندرود، داستان والنتین مککی (با بازی کوین بیکن) و ارل باسِت (با بازی فرد وارد) را روایت میکند؛ دو کارگر ساده در شهر کوچک و متروکه پرکشن، نوادا، که رویای ترک این شهر را در سر میپرورانند. زندگی یکنواخت آنها با ظهور موجودات غولپیکر و ترسناکی زیرزمینی به نام گرابریدها (Graboids) به کلی دگرگون میشود. این هیولاهای کرممانند که از طریق لرزش زمین شکار میکنند، یکی پس از دیگری ساکنان شهر را به کام مرگ میکشند. والنتین و ارل به همراه دیگر بازماندگان، از جمله دانشمندی به نام ربکا (با بازی فین کارتر) و یک مبارز بقا به نام برت (با بازی مایکل گروس)، باید برای نجات جان خود و دیگران، راهی برای مقابله با این موجودات مرگبار بیابند. آنها در نبردی پرتنش و مملو از لحظات هیجانانگیز و طنزآمیز، تلاش میکنند تا این تهدید زیرزمینی را از بین ببرند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی اکشن «جاسوس سخت» محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی ریک فریدبرگ و با بازی لسلی نیلسن در نقش کارآگاه دیک استیل (جاسوس سخت) است. داستان فیلم حول محور تلاشهای استیل برای متوقف کردن تروریستی به نام جنرال رنک میچرخد که قصد دارد با استفاده از یک سلاح مخفی، جهان را به آشوب بکشد. در این مسیر، استیل با عوامل مختلفی از جمله یک دختر جذاب به نام ورونیکا و همکار قدیمی خود، کیدلر، همکاری میکند. فیلم با بهرهگیری از طنز موقعیت و تقلید طنزآمیز از فیلمهای جاسوسی کلاسیک، لحظات خندهدار بسیاری را برای تماشاگران رقم میزند و به شکلی پارودیک به ژانر جاسوسی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی پیتر هاویت محصول سال ۱۹۹۸ با بازی گوئینت پالترو در نقش هلن، داستان زندگی زنی را روایت میکند که در یک لحظه سرنوشتساز، دو مسیر کاملاً متفاوت را تجربه میکند. هلن پس از اخراج از کارش، در ایستگاه مترو لندن به دو زمان مختلف میرسد: در یک زمان به موقع سوار مترو شده و شوهرش را با معشوقهاش در رختخواب میبیند، و در زمان دیگر به دلیل تاخیر چند ثانیهای، از مترو جا میماند و از خیانت بیخبر میماند. این دو مسیر موازی، عواقب و روابط عاشقانه کاملاً متفاوتی را برای هلن رقم میزنند و بیننده را به تأمل در مورد نقش تصادف و انتخاب در شکلدهی به سرنوشت انسان وامیدارند. جان هانا، جان لینچ و جین مور از دیگر بازیگران این فیلم هستند.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک ۴ (Scary Movie 4) محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی دیوید زاکر، چهارمین قسمت از مجموعه کمدیهای ترسناک است که با حضور بازیگرانی چون آنا فاریس، ریجینا هال، کرگ بیرکو و لزلی نیلسن، به طنزپردازی از فیلمهای ترسناک و علمی-تخیلی محبوب آن دوران میپردازد. داستان حول محور شخصیت سندی (با بازی آنا فاریس) میچرخد که به عنوان پرستاری در خانهای عجیب مشغول به کار میشود و با پدیدههای ماوراءالطبیعه و موجودات بیگانه مواجه میگردد. این فیلم با تقلید طنزآمیز از آثاری مانند «حلقه»، «جنگ دنیاها»، «میلیون دلار بیبی» و «دریافتکننده»، لحظات خندهدار و غیرمنتظرهای را برای مخاطبان رقم میزند و با حفظ روحیه طنز سیاه و جوکهای سریع، به نقد و کمدیسازی از ژانر ترسناک ادامه میدهد.
خلاصه داستان: دو زن با شخصیتهای کاملاً متضاد در سواحل کالیفرنیا با هم آشنا میشوند و دوستی عمیقی را آغاز میکنند که تمام زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. سیسی بلوم، خوانندهای پرتلاش و جاهطلب از خانوادهای یهودی، و هیلاری ویتنی، بازیگری ثروتمند و مرفه، در دوران کودکی با هم ملاقات میکنند و این آشنایی به دوستی مادامالعمری تبدیل میشود که با تمام فراز و نشیبهای زندگی، از جمله موفقیتهای شغلی، شکستهای عاطفی، ازدواج، طلاق و بیماری، به قوت خود باقی میماند. این فیلم که در سال ۱۹۸۸ توسط گری مارشال کارگردانی شده و با بازی درخشان بت میدلر و باربارا هرشی همراه است، داستانی احساسی و عمیق را درباره قدرت دوستی، فداکاری و پذیرش تفاوتها روایت میکند که تماشاگران را به سفری عاطفی فراموشنشدنی میبرد.
خلاصه داستان: دو دوست قدیمی به نامهای وین و داگ، زندگی آرامی دارند تا اینکه جودی، یک زن وسواسی و کنترلگر، وارد زندگی دوستشان دارن سیلورمن میشود و قصد ازدواج با او را دارد. وین و داگ که معتقدند جودی روح آزاد و شاد دارن را نابود خواهد کرد، تصمیم میگیرند با کمک یک روانشناس عجیب و غریب، او را از این ازدواج نجات دهند. آنها نقشه میکشند تا با دزدیدن جودی و نگه داشتن او، مانع برگزاری مراسم عروسی شوند. در این میان، آنها سعی میکنند دارن را با دختری به نام ساندرا که در گذشته عاشق او بوده، دوباره آشنا کنند. اما اوضاع آنطور که برنامهریزی شده پیش نمیرود و ماجراهای خندهدار و پیچیدهای برای این سه دوست به وجود میآید. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی دنیس دوگان و با بازی استیو زان، جک بلک و جیسون بیگز در نقش سه دوست است.
خلاصه داستان: استیون گلس، روزنامهنگار جوان و پرطرفدار مجله نیو ریپابلیک در سال ۱۹۹۸، با مقالات جذاب و داستانهای منحصربهفرد خود به ستارهی تحریریه تبدیل شده است. اما زمانی که وبسایت فوربز شروع به بررسی دقیق یکی از مقالات او میکند، حقیقت هولناکی آشکار میشود: بیشتر داستانهای گلس از تخیلات او سرچشمه گرفتهاند و او برای سالها با ساختن منابع و نقلقولهای دروغین، اعتماد سردبیران و همکارانش را به بازی گرفته است. این فیلم که در سال ۲۰۰۳ توسط بیلی ری ساخته شده و با بازی تحسینبرانگیز هیو دنسی در نقش گلس، همراه با پیتر سارسگارد و کلوئی سونی، داستان واقعی یکی از بزرگترین رسواییهای تاریخ روزنامهنگاری را روایت میکند و مرزهای میان شهرت و صداقت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: الکس (الکس پتیفر) یک پسر ثروتمند، مغرور و زیبارو در دبیرستانی در نیویورک است که به دلیل ظاهر بینقصش مورد تحسین همه قرار دارد. او که توسط پدر مجری تلویزیونی اش (پیتر کراوس) به اهمیت ظاهر و شهرت عادت کرده، با کریستا (ونسا هاجنز)، دختری که به تازگی به مدرسه آمده و به ظاهر اهمیت نمیدهد، مخالفت میکند. پس از تحقیر یکی از همکلاسیهایش به نام کندرا (ماری-کیت اولسن) در یک مهمانی، کندرا که در واقع یک جادوگر است، او را نفرین میکند و ظاهر الکس را به هیولایی زشت و ترسناک تبدیل میکند. برای شکستن این نفرین، الکس فقط یک سال فرصت دارد تا کسی را پیدا کند که او را به خاطر شخصیتش و نه ظاهرش دوست داشته باشد. پدرش او را در یک خانه بزرگ در منهتن تنها میگذارد و تنها خدمتکار وفادارش (نیل پاتریک هریس) و یک معلم خصوصی (لیزا گیبونز) در کنارش میمانند. در این مدت، الکس باید یاد بگیرد که زیبایی واقعی در درون انسان است و عشق حقیقی فراتر از ظواهر است.
خلاصه داستان: فیلم سیدنی وایت که در سال ۲۰۰۷ توسط جو نوسباوم کارگردانی شد، داستان دختری به نام سیدنی وایت (با بازی آماندا باینز) را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، برای تحصیل به دانشگاه میرود و امیدوار است در انجمن خواهری که مادرش نیز زمانی عضو آن بوده، پذیرفته شود. اما راشل ویتچبرن (با بازی سارا پاکستون)، رئیس انجمن خواهری کاپا، سیدنی را تحقیر کرده و او را رد میکند. سیدنی ناامید به خوابگاه قدیمی و مخروبهای به نام وین-دایک پناه میبرد، جایی که با هفت دانشجوی مرد منزوی آشنا میشود. او به تدریج با این گروه دوست شده و متوجه میشود که آنها نیز توسط سیستم انجمنهای دانشجویی طرد شدهاند. سیدنی با الهام از داستان سفیدبرفی و هفت کوتوله، تصمیم میگیرد تا به همراه دوستان جدیدش، برای تغییر سیستم ناعادلانه دانشگاه و مقابله با ظلم راشل و انجمنهای خواهری، وارد رقابت انتخاباتی شورای دانشجویی شود.