خلاصه داستان: در مرزهای خشن مکزیک و آمریکا، دو گروه شبهنظامی غیررسمی شکل میگیرند: «شوالیههای تمپلا» به رهبری خوزه مانوئل میرِس در مکزیک که علیه کارتلهای مواد مخدر میجنگند، و گروه «آریزونا گارد» به فرماندهی تیم «نیلر» فولی که مهاجران غیرقانونی و قاچاقچیان را در مرز آمریکا هدف قرار میدهند. این مستند مهیج به کارگردانی متیو هاینمَن، با نگاهی عمیق به ماهیت پیچیدهٔ عدالت شخصی و مرز باریک بین قهرمان و شرور میپردازد و بیننده را در مواجهه با این پرسش قرار میدهد که آیا خشونت تنها راه مقابله با خشونت است.
خلاصه داستان: فیلم اکشن هیجانانگیز «خسارت» محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی جف کینگ و با بازی استیو آستین، والتون گوگینز و لورا وندروورت است. داستان درباره جان برونینگ، یک کارآگاه پلیس سختکوش است که پس از مرگ مشکوک برادرش در یک تصادف رانندگی، برای کشف حقیقت به شهر کوچکی سفر میکند. او به زودی متوجه میشود که مرگ برادرش تصادفی نبوده و با یک باند خلافکار خطرناک به رهبری فرانک مککین ارتباط دارد. جان برای گرفتن انتقام، وارد یک بازی مرگبار میشود و تمام شهر را به هم میریزد تا عدالت را برقرار کند. این فیلم با صحنههای اکشن نفسگیر و تعقیب و گریزهای مهیج، داستانی پر از انتقام، خیانت و مبارزه برای عدالت را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک عروسک شیطانی به نام چاکی پس از مرگ مشکوک سارا پیر، مادر جوانی به نام نیکا و خواهرش باربی را به همراه خانوادهشان در خانهای دورافتاده به وحشت میاندازد. نیکا که روی ویلچر نشسته، به زودی متوجه میشود که این عروسک بیآزار نیست و یک قاتل بیرحم است که قصد دارد همه را از بین ببرد. در حالی که اعضای خانواده یکی پس از دیگری به قتل میرسند، نیکا باید برای نجات جان خود و خواهرش، رازهای تاریک گذشته چاکی و ارتباط او با خانوادهشان را کشف کند. این ششمین قسمت از فرنچایز «کودک لعنتی» است که در سال ۲۰۱۳ توسط دان مانچینی کارگردانی شد و فیونا دوریف و براد دوریف در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند.
خلاصه داستان: فیلم «زن پیشتاز» به کارگردانی سوزانا وایت و با بازی جسیکا چستین محصول سال ۲۰۱۷ است. داستان این فیلم درام تاریخی بر اساس زندگی واقعی کاترین ویدون، نقاش سرشناس نیویورکی ساخته شده که در اواخر قرن نوزدهم برای کشیدن پرترهای از رهبر سرخپوستهای سو، سیتینگ بول، به داکوتای جنوبی سفر میکند. در این سفر، او با مخالفت مقامات دولتی و نظامی آمریکا مواجه میشود که تلاش میکنند مانع ارتباط او با سیتینگ بول شوند. اما کاترین با پشتکار خود، نه تنها موفق به کشیدن پرتره میشود، بلکه با فرهنگ و مشکلات مردم بومی آشنا شده و تبدیل به حامی حقوق آنها میگردد. این فیلم با بازی درخشان مایکل گریهایس در نقش سیتینگ بول و سام راکول در نقش یکی از افسران ارتش، تصویری تکاندهنده از ظلم و ستم علیه سرخپوستان آمریکا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۷، جهان با یک بحران بیسابقه روبرو است: انسانها دیگر قادر به تولیدمثل نیستند و نزدیک به دو دهه است که هیچ کودکی متولد نشده است. تئو فارون (با بازی کلایو اوون)، یک کارمند سابق دولت، در این دنیای آشفته و ناامید زندگی میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با کی (با بازی کلر هوپ اشتی)، رهبر یک گروه مخالف، روبرو میشود. کی رازی باورنکردنی دارد: او باردار است و این میتواند تنها امید برای نجات بشریت باشد. تئو باید کی را از دست نیروهای دولتی و گروههای شورشی فراری دهد و او را به گروهی افسانهای به نام «پروژه بشر» برساند. این سفر خطرناک در دنیایی پر از هرج و مرج، ترس و ناامیدی، به کارگردانی آلفونسو کوارون، داستانی نفسگیر و عمیق درباره امید، فداکاری و بقای بشریت را روایت میکند. فیلم «فرزندان انسان» با بازیگرانی چون جولین مور، مایکل کین و چویتل اجیوفور، اثری ماندگار در ژانر علمی-تخیلی است.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه و عمیق درباره هنری پیج، دانشآموز دبیرستانی اهل نیوجرسی است که عشق و زندگی را از دریچه ادبیات کلاسیک میبیند. او که شیفته داستانهای عاشقانه است، با گریس تاونز، دانشآموز جدید و مرموزی آشنا میشود که به تازگی به مدرسه آنها نقل مکان کرده است. گریس که شخصیتی پیچیده و آسیبدیده دارد، به تدریج قلب هنری را تسخیر میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی ریچارد تان و با بازی لیلی رینهارت و آستین آبرامز، روایتگر رابطهای است که در آن هنری تلاش میکند اسرار گذشته تاریک گریس را کشف کند و به او کمک کند تا با زخمهایش روبرو شود. داستانی که به زیبایی مفاهیمی چون عشق، از دست دادن، بهبودی و عبور از درد را با نگاهی شاعرانه و احساسی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم فرانسوی به کارگردانی کلود سوته محصول سال ۱۹۷۲، داستان عشق مثلثی پیچیدهای را روایت میکند که در آن رزالیا (با بازی رومی اشنایدر)، زنی مستقل و جذاب، بین دو مرد قرار میگیرد: سزار (ایو مونتان)، مردی ثروتمند و خوشقلب که با او زندگی میکند، و دیوید (ساموئل فولر)، هنرمندی آزاده که عشق گذشتهی اوست. ورود ناگهانی دیوید به زندگی رزالیا، تعادل ظریف رابطهی او و سزار را بر هم میزند و احساسات سرکوبشده را بیدار میکند. سزار که نمیتواند رزالیا را از دست بدهد، تمام تلاش خود را برای حفظ این رابطه به کار میگیرد و در مقابل، دیوید که نماد آزادی و زندگی بیقید و بند است، رزالیا را به سمت دنیایی متفاوت میکشد. این درگیری عاطفی، شخصیتها را در موقعیتی قرار میدهد که باید بین عشق، امنیت و آزادی یکی را انتخاب کنند. فیلم با نگاهی ظریف و انسانی، پیچیدگیهای روابط عاطفی را کاوش میکند و بازی درخشان بازیگران اصلی، به خصوص رومی اشنایدر، عمق و باورپذیری قابل توجهی به این درام عاشقانه بخشیده است.
خلاصه داستان: یک سیاستمدار آمریکایی که زندگیاش در آستانه فروپاشی قرار دارد، تصمیم میگیرد دوربینها را به حریم خصوصی خود راه دهد تا شاهد تلاشهای او برای بازسازی زندگی و حرفهاش باشند. فیلم مستند «واینر» به کارگردانی جاش کریگمن و الی شاینکر در سال ۲۰۱۶، زندگی آنتونی واینر، نماینده سابق کنگره آمریکا را دنبال میکند که پس از رسوایی ارسال عکسهای نامناسب، از سیاست کنارهگیری کرده بود. این فیلم که با دسترسی بیسابقه به واینر و همسرش هما عابدین ساخته شده، نه تنها جزئیات تلاش او برای بازگشت به عرصه سیاسی در انتخابات شهرداری نیویورک را ثبت میکند، بلکه تأثیر ویرانگر این رسوایی بر زندگی شخصی و خانوادگی او را نیز به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم به کارگردانی یان کونن، روابط پرشور و پیچیده میان کوکو شانل، طراح مشهور مد، و ایگور استراوینسکی، آهنگساز برجسته روس را به تصویر میکشد. داستان در سال ۱۹۲۰ و پس از اجرای باله انقلابی استراوینسکی، «پرستش بهار»، در پاریس آغاز میشود. شانل که تحت تأثیر موسیقی او قرار گرفته، از استراوینسکی و خانوادهاش دعوت میکند تا در ویلای مجلل او در حومه پاریس اقامت کنند. در این محیط بسته و خلاق، رابطهای عاشقانه و مخرب میان آنها شکل میگیرد که هم بر زندگی شخصی و هم بر آثار هنری هر دو تأثیر عمیقی میگذارد. آنا موریال و مدس میکلسن در نقشهای اصلی، بازی درخشان و پراحساسی ارائه میدهند و فضای پرتنش و هنرمندانه آن دوران را به زیبایی زنده میکنند.
خلاصه داستان: دو گردشگر بریتانیایی به نامهای کریستین و لیزی در سفری جادهای به سراسر استرالیا، با مردی به نام میک تیلور که یک شکارچی محلی به نظر میرسد، آشنا میشوند. پس از آنکه اتومبیل آنها در منطقه دورافتاده گرگ کریک از کار میافتد، میک با ظاهری خونگرم و یاریرسان به کمکشان میآید. اما خوشقلبی او پوششی برای شخصیتی شیطانی و بیمار است. آنچه که به عنوان یک اتفاق ناگوار اما قابل حل به نظر میرسید، به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. کریستین و لیزی به زودی درمییابند که در دام یک قاتل زنجیرهای روانپریش افتادهاند که از شکنجه و شکار انسانها لذت میبرد و هیچ راه فراری از قلمرو وحشی و بیرحم او وجود ندارد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی گرگ مکلین و با بازی جان جارات در نقش آنتاگونیست فراموشنشدنی آن است.