خلاصه داستان: مردی به نام مایکل سمیت در حال عبور از خیابان است که به یک زن باردار برخورد میکند که در حال فرار از مردان مسلحی است. او تصمیم میگیرد به او کمک کند و در نبردی خونین، زن جنینش را به دنیا میآورد و سپس میمیرد. سمیت متعهد میشود که از کودک مراقبت کند و در این راه با یک زن پلیس و یک مرد رمزآلود مواجه میشود که هر دو به دنبال کودک هستند. او مجبور میشود با مهارتهای خود در استفاده از سلاح، جنگیده و از کودک در برابر خطرات محافظت کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۶، در شهر هامبورگ آلمان، کلرا مورگان (کیرا نایتلی)، همسر یک افسر بریتانیایی، به همراه شوهرش لوئیس (جیسون کلارک) به خانهای بزرگ و زیبا منتقل میشوند. این خانه متعلق به یک آلمانی سابق به نام استفان لوباک (الکساندر سکارسگارد) و دختر جوانش فریدا است. لوئس به استفان و فریدا اجازه میدهد در بالاخانه خانه بمانند. کلرا که از دست دادن فرزندش در جنگ را تجربه کرده، به آرامش و زیبایی خانه جذب میشود و با گذر زمان به استفان نزدیکتر میشود. این رابطه عشقی در حالی شکل میگیرد که تنشهای جنگی و تبعیضهای فرهنگی همچنان بر جامعه سایه افکنده است. در نهایت، کلرا باید بین وفاداری به شوهرش و عشقی که برای استفان پیدا کرده، انتخاب کند.
خلاصه داستان: در سال 1900، در یک مزرعه اسکاندیناویایی، سه خواهر و یک خدمتکار با مرگ نزدیک خواهرشان آگنس مواجه میشوند. ماريا، که ازدواج کرده و فرزند دارد، با احساس گناه به خاطر رها کردن خواهرش میآید. کریر، خواهر بیرحم و سرد ماريا، با خشم و تنفر از مرگ آگنس برخورد میکند. آنّا، خدمتکار مهربان، با محبت و مراقبت از آگنس در آخرین روزهای زندگیاش همراهی میکند. در حین مرگ آگنس، خواهران به یاد آوردن لحظات شیرین گذشته و احساسات پنهان خود میپردازند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دو رفیق قدیمی که سالها پیش در عالم جنایت فعالیت میکردند، پس از سالها از زندان آزاد میشوند. یکی از آنها به همراه دوستش تصمیم میگیرد تا شب آخر را با هم سپری کند و به خاطرات قدیمی خود بپردازد. اما این شب آرام و سادهای نیست؛ زیرا یکی از آنها به عنوان قاتل استخدام شده تا دیگری را بکشد. در این بین، آنها با چالشهای مختلفی روبرو میشوند و باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند به گذشته خود وفادار بمانند یا مسیر زندگی خود را تغییر دهند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک در شمال غرب آمریکا، جو قهوهفروشی که اخیراً از همسرش جدا شده، شاهد روابط عشقی مختلف افراد اطرافش میشود. او به زندگی دو زوج دیگر توجه میکند: بریس و کیت، زوج جوانی که عشق سطحی و خوشحالی ظاهری دارند، و کریستین و دیوید، زوجی که با مشکلات عمیق در رابطهشان دست و پنجه نرم میکنند. در همین حال، جو خودش نیز با افسردگی و تنهاییاش دست و پنجه مینهد و به دنبال معنای واقعی عشق و ارتباط در زندگی میگردد. این فیلم به بررسی پیچیدگیهای عشق در سطوح مختلف سن و شرایط اجتماعی میپردازد و نشان میدهد که عشق میتواند هم زیبا و هم دردناک باشد.
خلاصه داستان: در ژوهانسبورگ، پسر جوانی به نام تسوتسی به همراه گروهش اعضای یک باند خیابانی هستند که به سرقت و خشونت مشغولند. یک روز، در حین یک سرقت، تسوتسی تصادفاً یک نوزاد را در ماشینی که دزدیدهاند پیدا میکند. این رویداد او را به وضعیت بحرانی میاندازد و او مجبور میشود با مسئولیت ناگهانی نگهداری از کودک مواجه شود. در طول داستان، تسوتسی با خشونت گذشتهاش و شرایط سخت زندگیاش در تضاد است و سعی میکند با کمک دیگران، بهویژه یک مادر جوان، راهی برای نجات خود و کودک پیدا کند.
خلاصه داستان: چارلز سون، یک جوان فرانسوی، به دنیای اجتماعی پاریس جذب میشود و عاشق اُدت، یک بازیگر معروف، میشود. او برای کسب محبت او به هر قیمتی تلاش میکند، حتی با فریبکاری و خرج کردن بیرویه. اما اُدت با او بازی میکند و او را به سمت دیوانگی میکشاند. در نهایت، چارلز پس از سالها عشق به اُدت، از او دست میکشد و به زندگی خود ادامه میدهد.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک دختر نوجوان به نام آنا در روز تولد شانزدهم خود با وقایع عجیب و غمانگیزی مواجه میشود که زندگیاش را به طور کامل تغییر میدهد. در حالی که امیدوار به جشن عروسی خواهرش است، او با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشود که باعث میشود بین احساسات خوشحالی و ناامیدی گیج شود. این داستان به دقت به بررسی تغییرات روانی و عاطفی یک نوجوان در یک روز حساس میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان "هفت روانی"، مارتی، یک نویسنده فیلمنامهنویس، در تلاش برای نوشتن فیلمنامهای با همین عنوان است. او با دوستانش، بیلی و هانسی، که درگیر ربودن سگهای مردم و دریافت جایزه پیدا کردن آنها هستند، آشنا میشود. زندگی مارتی بهم میریزد وقتی که آنها سگ یک باند کشنده را ربوده و او مجبور میشود درگیر دنیای خشونتآمیز آنها شود. در حین این ماجرا، مارتی با یک قاتل سریال و یک قهرمان جنگ ویتنامی نیز مواجه میشود که او را به سمت نوشتن یک داستان پر از خشونت و روانپریشی سوق میدهند.
خلاصه داستان: یکی از کلاسیکهای ژانر جنایی و اکشن، فیلم «کارتر» داستان جک کارتر را روایت میکند که پس از مرگ برادرش به محل تولدش بازمیگردد و در پی انتقام از قاتلان واقعی اوست. در این سفر، او با فساد، خشونت و توطئههای پنهانی در جامعه مواجه میشود و تصمیم میگیرد تا عدالت را با دست خودش اجرا کند. فیلم با داستان مشوق و کارگردانی قدرتمند، نشاندهنده سفر تلخ و خشن یک مرد برای انتقام است.