خلاصه داستان: فیلم تحسینشده «حرامزادهها» (Bastards) به کارگردانی کلر دنی محصول سال ۲۰۱۳ فرانسه، داستانی تاریک و پیچیده را روایت میکند که حول محور یک خانواده ثروتمند میچرخد. وینسنت لیندون، یک دریانورد سختکوش، پس از آنکه خواهرزادهاش در پی یک حادثه وحشتناک به کما میرود و برادرزادهاش ناپدید میشود، به پاریس بازمیگردد. او که برای نجات خانوادهاش مصمم است، به تدریج در ورطهای از فساد، انتقام و رازهای خانوادگی فرو میرود. این فیلم با بازی خیرهکننده وینسنت لیندون در نقش اصلی، به همراه بازیگرانی چون کیارا ماسترویانی و میشل سوبل، اثری نفسگیر و فراموشنشدنی از سینمای هنری فرانسه است.
خلاصه داستان: یک زن جوان پس از اقدام به خودکشی ناموفق، با مرد غریبهای که او را نجات داده مواجه میشود. او به مردی همجنسگرا پیشنهاد میدهد که در ازای دریافت پول، هر شب به مدت چهار شب به تماشای بدن او در خلوت بپردازد. مرد که از زن و بدن او بیزار است، این پیشنهاد را میپذیرد و در این چهار شب، هر دو درگیر گفتگوها و مواجهههای شدید جنسی و فلسفی میشوند که مرزهای تابو، هویت جنسیتی، خشونت و میل را به چالش میکشد. این فیلم تحریکآمیز و بحثبرانگیز به کارگردانی کاترین بریا و با بازی آمیرا کاسار و رافائل، بر اساس نمایشنامهای از ویرژین دپانت به کاوش در ماهیت شرم، نفرت و امیال پنهان بشری میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی اکشن «ارتش یک نفره» (Army of One) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی لری چارلز و با بازی نیکلاس کیج در نقش گری فاکنر، یک نگهبان ساده در آریزوناست که ادعا میکند خداوند در یک رویا به او مأموریت داده تا اسامه بن لادن، رهبر القاعده را به تنهایی دستگیر کند. گری که کاملاً از واقعیت جنگ و خطرات آن بیخبر است، با پسانداز اندک خود راهی پاکستان میشود و در این مسیر با موانع بیشماری روبرو میشود. در حالی که مقامات آمریکایی و پاکستانی او را یک دیوانه خطرناک میدانند، گری با کمک یک مأمور سیا به نام تیلور (وندل پیرس) و یک روزنامهنگار محلی به نام جعفر (رینالدو پوینکلر) سعی میکند به مأموریت الهی خود ادامه دهد. این فیلم با الهام از داستان واقعی گری فاکنر ساخته شده و با طنز خاص خود، تصویری طنزآمیز از یک شهروند عادی را به نمایش میگذارد که قصد دارد بزرگترین عملیات ضدتروریستی تاریخ را به تنهایی انجام دهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم انیمه «بلادونا غم» (Belladonna of Sadness) محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی ایچی یاماموتو، داستان ژان و ژان را روایت میکند، زوجی جوان که در یک روستای قرون وسطایی زندگی میکنند. در شب عروسی آنها، ارباب فئودال دهکده، ژان را مورد تجاوز قرار میدهد و این حادثه زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. ژان که از این واقعه عمیقاً آسیب دیده، به تدریج با نیروهای شیطانی و جادویی ارتباط برقرار میکند و به بلادونا، زنی قدرتمند و افسونگر تبدیل میشود که به دنبال انتقام و آزادی از ظلم و ستم است. این فیلم با استفاده از تصاویر روانگردان، نمادگرایی عمیق و سبک بصری منحصر به فرد، داستانی تاریک و شاعرانه درباره فمینیسم، قدرت، فساد و شورش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بمبافکن» (Beanpole) فیلمی درام به کارگردانی کانتیمیر بالاگوف محصول سال ۲۰۱۹ است که در شهر لنینگرادِ پس از جنگ جهانی دوم روایت میشود. ویکتوریا میروشنیکو در نقش ایا، زنی بلندقد و رنجور از عوارض شوک پوستهای (ناشی از انفجار) است که در بیمارستانی کار میکند و از پاشا، پسر کوچک دوست صمیمیاش ماشا (واسیلیسا پریلیکینا) مراقبت میکند. با بازگشت غیرمنتظره ماشا از جبهه، رابطه پیچیده و وابسته این دو زن تحت تأثیر رازهای تلخ و تصمیمات غیرقابل بازگشت قرار میگیرد و بقای آنها در جهانی ویرانشده را به مخاطره میاندازد.
خلاصه داستان: دو نوجوان به نامهای توماس و دامین، در یک دبیرستان کوهستانی در فرانسه با یکدیگر دشمنی دارند. توماس که توسط مادرخواندهی سیاهپوستش بزرگ شده، دانشآموزی آرام و درونگرا است، در حالی که دامین، پسر یک خلبان نظامی، فردی پرخاشگر و عصبی است. پس از آنکه مادر دامین که پزشک است، مادر توماس را در دوران بارداریاش تحت درمان قرار میدهد، این دو مجبور میشوند زیر یک سقف زندگی کنند. در فضای تنشزا و پر از کوههای برفی، رابطهی خصمانهی آنها به تدریج دچار تحول شده و احساسات پیچیدهای بینشان شکل میگیرد که هر دو را به چالش میکشد و مسیر زندگیشان را تغییر میدهد. این فیلم درام نوجوانانه محصول سال ۲۰۱۶ فرانسه به کارگردانی آندره تشینه و با بازی کوران فورو و کسین مایله است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «بوفر» محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ژوزف سدار، داستان آخرین گروه از سربازان ارتش اسرائیل را روایت میکند که در قلعه تاریخی بوفر در جنوب لبنان مستقر شدهاند. در سال ۲۰۰۰ و پس از ۱۸ سال اشغال، دولت اسرائیل تصمیم به خروج نیروهایش از این منطقه میگیرد. فیلم بر شخصیت سروان لیرز لیبانیچ (با بازی اوفیر راچمنی) و سربازان تحت فرماندهیاش تمرکز دارد که باید در حالی که زیر آتش مداوم دشمن هستند، مأموریت خود را به پایان برسانند و زنده بمانند. این فیلم که بر اساس خاطرات واقعی سربازان ساخته شده، تصویری خشن و واقعگرایانه از پوچی جنگ و فشار روانی ناشی از آن ارائه میدهد و به یکی از مهمترین آثار سینمای ضد جنگ اسرائیل تبدیل شده است.
خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی کریستف اونوره، داستان زندگی عشقی چند جوان پاریسی را در مواجهه با عشق، از دست دادن و جستجوی هویت روایت میکند. ایزابل، یک کتابدار، پس از مرگ ناگهانی معشوقش، برای کنار آمدن با غم و یافتن معنای جدیدی در زندگی تلاش میکند. همزمان، خواهرش جولی با تردیدهایش در مورد ازدواج و وفاداری دست و پنجه نرم میکند، در حالی که دوست پسر سابق ایزابل نیز درگیر رابطهای پیچیده با مردی دیگر است. فیلم با استفاده از فرم موزیکال و ترانههای احساسی، لحظات شاد و غمگین زندگی شخصیتها را به تصویر میکشد و مخاطب را با پرسشهای بنیادین درباره ماهیت عشق و زندگی مواجه میسازد. بازیگرانی همچون لودوین سانیه، گرژوار لوپراس-رینگه، کلوتیلد هزم و بنژامن بوله در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «سهنفره» (3some) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی جی. تی. تیپتون، داستان زندگی سه دانشجوی دانشگاه را روایت میکند که در آستانه فارغالتحصیلی قرار دارند. این سه دوست صمیمی به نامهای الیوت (با بازی برنت کورینگن)، کریستال (با بازی جولیت لورنس) و داین (با بازی کریستوفر هانتر) تصمیم میگیرند آخرین شب قبل از فارغالتحصیلی را به شیوهای خاص و به یاد ماندنی جشن بگیرند. آنها در یک مهمانی شلوغ شرکت میکنند و در طول شب با چالشهای عاطفی، روابط پیچیده و تصمیمگیریهای مهمی مواجه میشوند که آینده دوستیشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم کمدی-درام با نگاهی صمیمی به روابط انسانی، پرسشهایی درباره عشق، دوستی و هویت جنسی مطرح میکند و مخاطب را با موقعیتهای طنز و در عین حال احساسی همراه میسازد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی تاماریکا ری با بازی جانی واکر، آریل وینتر، کریستین لاکین و کریستوفر جونز، داستان زندگی پسری ۱۸ ساله به نام جانی را روایت میکند که در آستانه ورود به دانشگاه، هنوز باکره است و این موضوع باعث نگرانی و اضطراب او شده است. او تصمیم میگیرد قبل از شروع دانشگاه، این مشکل را حل کند و درگیر ماجراهای خندهدار و گاه دردسرسازی میشود که مسیر زندگی او را تغییر میدهد. در این میان، او با دختری به نام آلیشا آشنا میشود که به او کمک میکند تا درک بهتری از عشق و رابطه پیدا کند و متوجه شود که ارزش واقعی یک فرد به تجربیات جنسی او نیست.