خلاصه داستان: فیلم «یک سال خورشید خاموش» به کارگردانی کریستوف کیشلوفسکی در سال ۱۹۸۴، داستان عشقی تلخ و ممنوعه بین اِمیلیا، زنی لهستانی بیوه (هانا شیگولا) و نورمن، سرباز آمریکایی (اسکات ویلسون) را در دوران قانون نظامی لهستان در سال ۱۹۸۱ روایت میکند. این درام عاشقانه با بازی مایا کوموروفسکا در نقش مادر اِمیلیا، به بررسی چالشهای عاطفی، جداییهای اجباری و امید به آیندهای روشن در میان سرکوب سیاسی و اجتماعی میپردازد و برنده جایزه شیر نقرهای جشنواره ونیز شد.
خلاصه داستان: عاشقانه ۲ (۲۰۱۳) به کارگردانی محیت سووری با بازی آدیتیا روی کاپور و شرادا کاپور، روایتی عاشقانه و تراژیک از राहول، خوانندهای مشهور اما الکلی و در حال سقوط حرفهای است که با آراوهی، دختری فقیر و بااستعداد خوانندگی آشنا میشود. राहول استعداد آراوهی را کشف کرده و عاشقانهای پرشور میانشان شکل میگیرد، اما اعتیاد و مشکلات روانی राहول، عشقشان را به سوی فاجعهای غمانگیز سوق میدهد و آراوهی را در دوراهی شهرت و عشق قرار میدهد.
خلاصه داستان: زنی به نام گلدا (۱۹۸۲)، به کارگردانی آلن گیبسون، مینیسریالی بیوگرافی است که زندگی گلدا مئیر، یکی از رهبران برجسته صهیونیست و نخستوزیر اسرائیل را روایت میکند. اینگریت برگمن در نقش گلدا مئیر ظاهر شده و با بازی درخشان خود، سفری از کودکی در اوکراین، مهاجرت به آمریکا و فلسطین، مبارزات برای تأسیس اسرائیل، تا رهبری قاطع در جنگ یوم کیپور را به تصویر میکشد. جودی دیویس نقش جوانتر گلدا را ایفا میکند و نایجل هاوثورن نیز از دیگر بازیگران اصلی است، در حالی که فیلم بر تعهد، شجاعت و چالشهای سیاسی او تمرکز دارد.
خلاصه داستان: فیلم پیادهروی با یاد (۲۰۰۲) به کارگردانی آدام شانکمن با بازی شین وست در نقش لندون کارتر و مندی مور در نقش جمی سالیوان، داستان نوجوانی سرکش و محبوب مدرسه به نام لندون را روایت میکند که پس از شرکت در یک شوخی خطرناک و آسیب به یکی از همکلاسیها، به عنوان مجازات مجبور به حضور در فعالیتهای کلیسا، کمک به سالمندان و بازی در نمایش تئاتر مدرسه میشود. در آنجا با جمی، دختر خجالتی، مذهبی و باهوش آشنا میشود که رازی تلخ درباره بیماری لاعلاج خود را پنهان کرده است؛ عشقی عمیق و تحولآفرین میان آنها شکل میگیرد که زندگی لندون را دگرگون میکند و او را به انسانی بهتر تبدیل مینماید.
خلاصه داستان: یک بیوه و یک زن بیوه متوجه می شوند که رابطه آنها به عشق تبدیل می شود، اما غلبه بر تراژدی های گذشته آنها دشوار است و باعث می شود با نهایت ظرافت پیش بروند.
خلاصه داستان: در انیمیشن کوتاه والاس و گرومیت: مسئله نان و مرگ (۲۰۰۸) به کارگردانی نیک پارک، والاس مخترع ناشی و سگ باهوش و بیزبانش گرومیت، نانوایی موفقی راهاندازی کردهاند، اما موج قتلهای مرموز نانواها شهر را به وحشت میاندازد. والاس مشکوک به یک قاتل زنجیرهای میشود و با کمک گرومیت دست به تحقیقات خطرناکی میزند که پر از لحظات طنزآمیز، اختراعات خرابکارانه و تعقیبوگریزهای هیجانانگیز است؛ این اثر برنده اسکار، با صدای پیتر سالیس در نقش والاس، سالی لیندزی به عنوان پیلا و رالف فاینز در نقش پرستون، ترکیبی بینظیر از کمدی و معما ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم تابستان آن سال (۱۹۹۱) به کارگردانی ادوارد یانگ، داستان نوجوانی به نام شیائو مینگ را در تایوان دهه ۱۹۶۰ روایت میکند که در میان تنشهای خانوادگی، عشق نافرجام به دختری به نام مینگژی و خشونت باندهای خیابانی گرفتار میشود. این درام عمیق اجتماعی با بازی چانگ چن در نقش اصلی، لیزا یانگ و دیگران، تصویری تلخ از گذار از نوجوانی به بزرگسالی در بستر تغییرات سیاسی و فرهنگی تایوان را به نمایش میگذارد و به یکی از شاهکارهای سینمای تایوان تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «ذهن درخشان» (۲۰۱۴) به کارگردانی مورگان متیوز با بازی آسا باترفیلد در نقش ناتان، ریف اسپال و سالی هاوکینز، داستان نوجوانی به نام ناتان را روایت میکند که به دلیل ابتلا به سندرم آسپرگر در برقراری روابط اجتماعی مشکل دارد اما در ریاضیات نابغه است؛ پس از مرگ پدرش، تحت指導 مربیاش جولیوس برای شرکت در المپیاد بینالمللی ریاضیات بریتانیا آماده میشود و در این مسیر با چالشهای عاطفی، عشق به دختری چینی و کشف احساسات انسانی روبرو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم یک کریسمس بیلتمور به کارگردانی جان پاچ در سال ۲۰۲۳ با بازی بثانی جوی لنز در نقش لوسی طراح لباس و کریستوفر پولاها در نقش جک سرباز جذاب، داستان دختری را روایت میکند که برای بازسازی لباسهای کریسمس به عمارت تاریخی بیلتمور در کارولینای شمالی میرود. لوسی به طور جادویی با لمس درخت کریسمس به سال ۱۹۴۶ منتقل میشود و در حالی که تلاش میکند به زمان حال بازگردد، با جک آشنا شده، عشق واقعی را تجربه میکند و رازهای خانوادگی و جادوی کریسمس را کشف مینماید.
خلاصه داستان: پناهگاه اسب کتی در معرض بسته شدن است. برای نجات آن، او باید پدربزرگش، ستاره بلوگرس، بن پندلتون، را متقاعد کند که پس از سال ها گوشه گیری در یک کنسرت خیریه کریسمس اجرا کند.