خلاصه داستان: گروهی از دانشجویان در جریان یک سفر تفریحی، در جنگلی دورافتاده و یخزده گرفتار میشوند. با خراب شدن خودرو و کاهش شدید دما، ترس و پارانویا در میان آنها رخنه میکند و طولی نمیکشد که این سفر به تلاشی وحشتناک برای بقا در برابر نیروهای مرموز تبدیل میشود.
خلاصه داستان: این فیلم دلهرهآور و واقعگرایانه، داستان هولناک حمله تروریستی سال ۲۰۱۱ به کمپ جوانان در جزیره اوتویا نروژ را به تصویر میکشد. روایت فیلم به صورت یکپلان و بدون کات، تلاشهای دختری به نام کایا را دنبال میکند که در میان شلیکهای بیوقفه و وحشت حاکم، برای زنده ماندن و یافتن خواهرش مبارزه میکند.
خلاصه داستان: در آستانه کریسمس، تصادف یک کامیون حمل سوخت در تونلی کوهستانی در نروژ، مسافران را در میان شعلههای آتش و دود سمی گرفتار میکند. در این میان، یک آتشنشان فداکار وقتی متوجه میشود دختر نوجوانش درون تونل گیر افتاده، برای نجات او بیپروا به دل این جهنم سوزان میزند.
خلاصه داستان: وقتی یک پالس الکترومغناطیسی ناشی از حمله هستهای تمام شبکه برق و ارتباطات آمریکا را قطع میکند، دختری نوجوان به نام ریس که در بازیهای بقا مهارت دارد، باید همراه پدرش سفری مرگبار را برای رسیدن به پناهگاه پدربزرگش آغاز کند؛ سفری در دنیایی آشفته که هر غریبه در آن یک تهدید است.
خلاصه داستان: در دنیای بیرحم پیش از تاریخ، یک انسان اولیه به نام «اسپیر» و یک دایناسور تیرانوسور به نام «فانگ»، پس از از دست دادن خانوادههایشان با یکدیگر متحد میشوند. این دو بازمانده باید برای بقا در میان حیات وحش خشن و تمدنهای نوظهور، شانه به شانه هم بجنگند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۹۰، پنج نوجوان مذهبی شاغل در یک سینمای کوچک، با پخش یک فیلم مرموز و ممنوعه، ناخواسته یک موجود شیطانی و اغواگر به نام لیلیت را آزاد میکنند. اکنون آنها باید برای نجات روح خود از چنگال این اهریمن و فرار از سینما، با ترسها و باورهایشان روبهرو شوند.
خلاصه داستان: پس از تهاجم ناگهانی و ویرانگر بیگانگان فضایی به زمین، گروهی از اهالی یک شهر کوچک در استرالیا با یکدیگر متحد میشوند. آنها با تشکیل یک گروه مقاومت و همکاری با نیروهای ارتش، نبردی حماسی و بیامان را برای بقا و نجات بشریت آغاز میکنند.
خلاصه داستان: یک نوازنده شکستخورده به همراه یک معلم فداکار و یک مجری برنامه کودک، تلاش میکنند تا گروهی از بچههای پنجساله را از حمله ناگهانی زامبیها نجات دهند. آنها در میان این آشوب و تلاش برای بقا، باید با ترسهای خود مقابله کنند و در این مسیر عشق غیرمنتظرهای را نیز تجربه میکنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۵۵۵ و در ساحلی دورافتاده، گروهی از نمککاران به یک خانواده کولی فراری پناه میدهند. اما زمانی که «پیشنز»، دختر ساکت روستا، عاشق پسر این خانواده میشود، تنشها بالا گرفته و هر دو گروه درگیر یک بازی روانی مرگبار و خطرناک میشوند.
خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی در جریان مأموریتی خطرناک در خاک افغانستان، با واقعیات تلخ جنگ و چالشهای روانی و فیزیکی سختی روبرو میشود. او و گروهش باید در میان نبردهای سهمگین، علاوه بر دشمن، با ترسها و تروماهای پس از جنگ خود نیز مبارزه کنند.