خلاصه داستان: تابستان ۱۹۴۲، هِرمیِ نوجوان در جزیرهای ساحلی دلباخته دوروتی میشود؛ تازهعروسی که همسرش برای جنگ جهانی دوم اعزام شده است. در روزهایی آمیخته به دوستی، دلتنگی و اندوه، هِرمی نخستین تجربههای عشق و بزرگشدن را پشت سر میگذارد.
خلاصه داستان: نائوتا، پسری که زندگی یکنواختش در شهری آرام میگذرد، با ورود هاروهارا هارکو و گیتار عجیبش ناگهان گرفتار ماجراهایی دیوانهوار میشود؛ از سرش ربات بیرون میزند و واقعیت روزمرهاش زیرورو میشود. سفری پرآشوب و طنزآمیز که او را با بزرگشدن و احساسات پیچیدهاش روبهرو میکند.
خلاصه داستان: پل، پسر انگلیسیِ تنها، با میشل، دختر فرانسوی یتیم، آشنا میشود و هر دو برای گریز از دنیای بزرگسالان به کلبهای دورافتاده پناه میبرند. دوستیشان به عشقی پرماجرا بدل میشود، اما ساختن زندگی مستقل، دشواریهای خودش را دارد.