خلاصه داستان: داستان زندگی لو گریگ، ستاره محبوب بیسبال نیویورک یانکیز، از روزهای آغازین در ورزش تا عشق و ازدواجش با النور را دنبال میکند. هنگامی که بیماریای سخت دوران درخشانش را تهدید میکند، او با شجاعت با سرنوشت روبهرو میشود و سخنرانی خداحافظیاش به لحظهای فراموشنشدنی بدل میگردد.
خلاصه داستان: مالک جدید تیم بیسبال کلیولند اندینز تلاش میکند با استخدام بازیکنان ناکارآمد، شکست تیم را رقم بزند تا مجوز انتقال آن به میامی را بگیرد. اما این گروه عجیب و ناهمگون با اتحاد و روحیه جنگندگی غیرمنتظره، همه را شگفتزده کرده و به مدعی قهرمانی تبدیل میشوند.
خلاصه داستان: کنور اونیل، قماربازی بدهکار و بیهدف، برای تسویه بدهیهایش مجبور میشود مربیگری یک تیم بیسبال از کودکان حاشیهنشین و فقیر شیکاگو را بر عهده بگیرد. او که ابتدا فقط به دنبال پول است، با دیدن تلاشها و مشکلات این بچهها دچار تحولی عمیق در زندگی و روحیاتش میشود.
خلاصه داستان: داستان دو تیم بیسبال آماتور در نیوانگلند که در آخرین روز پیش از تخریب زمین بازی محبوبشان برای ساخت یک مدرسه، در مسابقهای سرنوشتساز به مصاف هم میروند. این کمدی-درام ورزشی و جذاب، ادای احترامی نوستالژیک به رفاقتها و خاطرات دوران کودکی است.
خلاصه داستان: موریس باترمیکر، بازیکن سابق بیسبال و مربی دائمالخمر، هدایت تیمی از بچههای بیانگیزه و بازیگوش را بر عهده میگیرد. او با جذب بازیکنان بااستعدادی چون آماندا و کلی، این تیم ضعیف را متحول کرده و آنها را تا آستانه قهرمانی و درک معنای واقعی همدلی پیش میبرد.
خلاصه داستان: هنری، پرتابگر ستارهی یک تیم بیسبال، درمییابد دوست و همتیمیاش بروس به بیماری لاعلاجی مبتلاست. او میکوشد بروس را برای یک فصل دیگر در تیم نگه دارد و در کنار او، معنای دوستی و روبهرو شدن با فقدان را میآموزد.