خلاصه داستان: نویسندهای زنباره به دست همسر حسودِ زنی که با او رابطه داشته کشته میشود، اما پس از مرگ در قالب زنی جوان بازمیگردد. دوست قدیمیاش بهتدریج هویت او را باور میکند و همراهش با زندگی تازه و پیامدهای رفتارهای گذشتهاش روبهرو میشود.
خلاصه داستان: جو پندلتون، بازیکن حرفهای فوتبال آمریکایی، بر اثر اشتباه مامور بهشت زودتر از موعد از دنیا میرود و بدنش سوزانده میشود. روح او به بدن یک میلیاردر تازه به قتل رسیده منتقل میشود تا شانس دوبارهای برای زندگی، بازگشت به دنیای ورزش و تجربه عشقی غیرمنتظره پیدا کند.
خلاصه داستان: مردی که سالها پس از مرگش دوباره متولد شده، ناخواسته وارد زندگی همسر و دوست قدیمی خود میشود. او به زودی مجذوب دختری جوان میشود، اما با بیدار شدن خاطرات گذشته درمییابد که این دختر، فرزند خودش است. حال او باید میان عشق، مسئولیت و حقیقت گذشته دست به انتخابی سرنوشتساز بزند.
خلاصه داستان: شن ژینیان و خواهرش پس از تولد دوباره، برای تغییر سرنوشت شوم گذشته خود تلاش میکنند. ژینیان به قصر فرستاده میشود و در آنجا با تکیه بر هوش و ذکاوت خود، نه تنها از دسیسههای تاریک دربار جان سالم به در میبرد، بلکه دل امپراتور نانگونگ شوانیو را ربوده و به عشقی عمیق دست مییابد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ قدرت دربار وئی، «شن سوهو» مجبور به ازدواجی شوم با شاهزاده دوم میشود که نابودی خاندان و مرگ تلخ او را رقم میزند. اما با بازگشت جادویی به روز عروسیاش، او برای فرار از این تقدیر شوم خود را به جنون میزند و با شاهزاده یو متحد میشود تا حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: داستان عشق خونین و پرفراز و نشیب شاهزاده «مو رو یی» و ولیعهد «لینگ شیائو» که در سه زندگی تکرار میشود. پس از نجات جان ولیعهد، او با نفرت و انتقام بازمیگردد و رابطهشان به تراژدی کشیده میشود؛ تا جایی که شاهزاده با صحنهسازی مرگش به روحی انتقامجو تبدیل شده و در چرخهای بیپایان از عشق و نفرت گرفتار میشوند.
خلاصه داستان: داستان دختری که پس از تجربهی خیانتی مرگبار، فرصتی دوباره برای زندگی مییابد و در یک عمارت مجلل ساکن میشود. او درمییابد که همسرش نیز دوباره متولد شده است و حالا این دو باید با اتحاد یکدیگر، پرده از راز توطئهگران و مغز متفکر این بازی شوم بردارند.
خلاصه داستان: پس از فداکاری امپراتور برای نجات بشریت، معشوقهاش با نجات تکهای از روح او، چرخه تناسخی بیپایان را آغاز میکند. سالها بعد، آنها در قامت رهبر اتحاد خدایان و دختری از قلمرو تاریکی، بدون به یاد آوردن گذشته در مقابل هم قرار میگیرند؛ اما یک سفر اجباری، دشمنی دیرینهشان را به عشقی عمیق و نبردی سرنوشتساز برای نجات از تاریکی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: ماکس، یک سرباز رومی، پس از یافتن کتیبهای باستانی که کل تاریخ بشریت را فاش میکند، در چرخهای بیپایان از سفر در زمان و تناسخ گرفتار میشود. او باید این کتیبه رازآلود را به جایگاه اصلیاش بازگرداند، در حالی که همزاد شرورش در هر دوره تاریخی تلاش میکند مانع او شود.
خلاصه داستان: شیوا و سایرا در بوداپست عاشق یکدیگر میشوند، اما با ورود زاکیر، معشوقه تناسخیافته سایرا از زندگی گذشته، همهچیز به هم میریزد. در گذشتهای دور، آنها عاشقانی جنگجو بودند که با حسادت زاکیر کشته شدند و اکنون تاریخ در حال تکرار است. آیا عشق جدید آنها میتواند بر سرنوشت شوم گذشته غلبه کند؟