خلاصه داستان: بونسیتا توانایی دیدن آینده را دارد، اما با ملاقات با وارات، ناگهان شروع به دیدن گذشته میکند؛ مردی که سالهاست خوابی تکراری از عشقی مرموز را میبیند. اکنون در این بازی سرنوشت، یکی برای پنهان کردن حقیقت تاریک گذشته تلاش میکند و دیگری برای کشف آن تا پای جان میجنگد.