خلاصه داستان: پسری که در مسکوی مدرن جادوگر کلاهبردار است، بهطور اتفاقی به جهان موازی بلوگوری که شخصیتهای افسانههای روسی در آن زندگی میکنند منتقل میشود. او کشف میکند ممکن است پسر گمشدهٔ قهرمان افسانهای ایلیا مورومتس باشد و برای بازگشت به دنیای خود باید شمشیر جادویی کلادنت را پیدا کند. در کنار دوستان غیرمنتظرهای مانند بابا یاگا و کوشی و واسیلیسا با شاهزاده خبیث و جادوگر شرور رویارو میشود و در نهایت تصمیم میگیرد در دنیای جادویی بماند.