خلاصه داستان: حاجی، رزمندهای جنگزده، پس از بازگشت از جبهه با اختلال استرس پس از سانحه دستوپنجه نرم میکند و پزشکان برای بهبودش ازدواج را پیشنهاد میکنند. اما با کارشکنیهای پدر ثروتمند نامزدش و عدم سازگاری با جامعه، او در روز عروسی دچار بحران روحی شده و تصمیم میگیرد دوباره به جبهه برگردد.
خلاصه داستان: سعید، از جانبازان جنگ ایران و عراق، برای درمان آسیب چشمی خود به آلمان سفر میکند و با خواهرش لیلا پس از سالها دیدار میافزاید. او که با تلاش پزشکان بیناییاش را بازمییابد، ناگهان متوجه میشود به بیماری کشندهای ناشی از گازهای شیمیایی جنگ مبتلا شده است.