خلاصه داستان: پیش از جنگ جهانی دوم، پاولِ جوان و مرفه دلباخته لیدکا، رقاصهای از دنیایی متفاوت، میشود؛ اما فشارهای اجتماعی و شعلهور شدن جنگ آنها را از هم جدا میکند. سالها بعد، پس از رنج و دگرگونی، دوباره یکدیگر را مییابند و با امکانِ عشق و رستگاری روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: در روزهای نخست جنگ جهانی دوم، دخترکی به نام پائولت پس از کشتهشدن پدر و مادرش سرگردان میشود و با میشل، پسری روستایی، آشنا میشود. آن دو برای آرامکردن اندوه و سردرگمیشان، بازی عجیبی با حیوانات مرده و صلیبهای دزدیدهشده به راه میاندازند؛ بازیای که مرز کودکی و خشونت جنگ را تلخ و تأملبرانگیز میکند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، دو افسر بریتانیایی برای یورشی خطرناک به مقر آلمانیها در صحرای لیبی اعزام میشوند؛ اما رقابت، ترس و گذشتهٔ عاشقانهشان، مأموریت را به آزمونی تلخ بدل میکند.
خلاصه داستان: فرانک «اسپیگ» وید، خلبان پیشگام نیروی دریایی، پس از حادثهای فلجکننده ناچار میشود رؤیای پرواز را کنار بگذارد و به نویسندگی روی آورد. اما با آغاز جنگ جهانی دوم، اشتیاقش به خدمت دوباره او را به سوی نیروی دریایی و میدان نبرد میکشاند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، ناخدا دیوید راس مأمور نجات کشتیهای آسیبدیده در آبهای پرخطر میشود و کلید آپارتمان استلا را از ناخدای پیشین به ارث میبرد. استلا هشدار میدهد که ناخداهای پیش از او سرنوشتی شوم داشتهاند؛ اما دیوید، میان عشق و هراس از مأموریت مرگبارش، با تقدیر روبهرو میشود.
خلاصه داستان: در روزهای بحرانی سال ۱۹۴۰، سرجوخهای که از یگانش جدا افتاده باید گروه کوچکش را از میان نیروهای آلمانی به دانکرک برساند. همزمان، شهروندان بریتانیایی با قایقهای خود راهی دریا میشوند تا در عملیات پرمخاطرهٔ تخلیهٔ سربازان گرفتار در ساحل یاریرسان باشند.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۴۳ ایتالیا، کارلوِ مرفه و بیخیال دلباختهٔ روبرتا، بیوهای جوان و مادر میشود؛ اما با فروپاشی حکومت فاشیستی و نزدیکشدن جنگ، رؤیای عاشقانهشان زیر هجوم واقعیتهای تلخ قرار میگیرد.
خلاصه داستان: پس از اعلام تسلیم ایتالیا در سال ۱۹۴۳، ستوان اینوچنتسی و چند سرباز در میانه فروپاشی ارتش و پیشروی آلمانیها راهی خانه میشوند. سفر پرمخاطرهشان، آنها را با رنج مردم و واقعیت تلخ جنگ روبهرو میکند و اینوچنتسی را وامیدارد میان بیطرفی و مقاومت یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در اسلواکیِ زمان جنگ، نجار آرامی مأمور میشود بر مغازه خیاطیِ بیوهای یهودی نظارت کند؛ اما دوستی میان آنها، او را در برابر انتخابی دشوار میان منفعت شخصی و وجدانش قرار میدهد.
خلاصه داستان: مردی با نامهای گوناگون به شهری درگیر جنگ جهانی دوم پناه میآورد و خود را قهرمان مقاومت جا میزند؛ اما روایتهای متناقضش، مرز میان حقیقت و دروغ را هرچه مبهمتر میکند.