خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، یک گروهان مسلسلچی فنلاندی از پیشروی در جبههٔ کارلیا تا عقبنشینیهای خونین سال ۱۹۴۴، با نبرد، فقدان و رفاقتی عمیق روبهرو میشود.
خلاصه داستان: مارتا وایس پس از ورود به آشویتس و از دست دادن خانوادهاش، بهعنوان مترجم به کار گرفته میشود. او در کنار زنان زندانی، میان خشونت و مرگ برای یاریرساندن به دیگران و حفظ امید تلاش میکند.
خلاصه داستان: گلن میلر، نوازنده ترومبون بااستعداد، برای ساختن صدای منحصربهفردش و تشکیل ارکستر خود تلاش میکند؛ در مسیر شهرت، عشق و ناکامی را تجربه میکند و سرانجام در جنگ جهانی دوم برای اجرای موسیقی به سربازان میپیوندد.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، دانشمند بارنز والیس بمبی نوآورانه برای شکستن سدهای آلمان میسازد. گروهی از خلبانان نیروی هوایی سلطنتی، به فرماندهی گای گیبسون، مأموریتی جسورانه و پرمخاطره را برای بهکارگیری آن آغاز میکنند.
خلاصه داستان: در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم در برمه، سرباز ژاپنیای که نغمههای چنگش همرزمانش را دلگرم میکند، پس از دیدن ویرانیهای جنگ راهی متفاوت برمیگزیند. او با جامهٔ راهبی بودایی، بهجای بازگشت به خانه، زندگیاش را وقف یافتن و بهخاکسپردن قربانیان جنگ میکند.
خلاصه داستان: گروهبان سرسخت جان استرایکر با تمرینهای طاقتفرسایش گروهی از تفنگداران دریایی را برای نبرد آماده میکند؛ مردانی که ابتدا از او بیزارند، اما در آتش جنگ معنای سختگیریاش را درمییابند. با پیشروی جنگ اقیانوس آرام و نبرد خونین ایوو جیما، وفاداری، شجاعت و بهای سنگین جنگ آشکار میشود.
خلاصه داستان: در کرتِ اشغالشده در جنگ جهانی دوم، دو افسر بریتانیایی با یاری نیروهای مقاومت محلی، ژنرال آلمانی را میربایند و میکوشند او را از میان کوهها به مصر ببرند؛ اما نیروهای دشمن در تعقیبشان هستند.
خلاصه داستان: در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، افسر نیروی دریایی داگ رابرتس در کشتی تدارکاتیای دور از جبهه، از خدمه در برابر ناخدای زورگو حمایت میکند و آرزوی انتقال به میدان نبرد را دارد. کشمکشهای طنزآمیز او و ملوانان با ناخدا، دوستی و شجاعت را در دل روزمرگی جنگ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: روایت تکاندهندهٔ فیلم از بمباران اتمی هیروشیما، زندگی معلمی به نام کیتاگاوا و شاگردانش را دنبال میکند؛ کودکانی که با ویرانی شهر و پیامدهای مرگبار تشعشعات دستوپنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: در محاصرهٔ باستون، گروهی از سربازان آمریکایی در سرمای استخوانسوز و کمبود آذوقه، زیر حملات پیاپی آلمانها برای زندهماندن و حفظ مواضعشان میجنگند.