خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی دوم، پنج زندانی فراری از جزیره شیطان را کشتیای در دریا نجات میدهد؛ آنان میخواهند برای آزادی فرانسه بجنگند، اما تسلیم کشور و خیانت یک افسر، مسیرشان را به نبردی سرنوشتساز میکشاند.
خلاصه داستان: با آغاز جنگ جهانی دوم، زندگی آرام خانوادهٔ مینیور در روستایی انگلیسی زیر سایهٔ بمبارانها و جداییهای جنگ دگرگون میشود. کی مینیور با دلسوزی و استواری، خانواده و همسایگانش را در برابر دشواریها کنار هم نگه میدارد.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، ناوشکن بریتانیایی تورین در نبرد کرت زیر حملهٔ هواپیماهای آلمانی غرق میشود. بازماندگان که در انتظار نجات روی کلک نجاتاند، با یادآوری روزهای خدمت در دریا و زندگی خانوادههایشان، داستان دلاوری و همبستگی خدمه را روایت میکنند.
خلاصه داستان: در پراگِ تحت اشغال نازیها، جراح مبارزی به نام اسووبودا هیدریش، فرماندار بیرحم آلمانی، را ترور میکند و برای فرار از گشتاپو پناه میگیرد. وقتی نازیها صدها شهروند چک را گروگان میگیرند و تهدید به اعدام میکنند، مقاومت مردم به آزمونی مرگبار بدل میشود.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی دوم، سرگرد دن کربی فرماندهی گروهی از خلبانان تفنگدار دریایی را در گوادالکانال برعهده میگیرد. سختگیری او و روش همدلانهٔ کاپیتان گریفین، در نبردهای مرگبار و آزمونهای دشوار فرماندهی به تقابل میرسند.
خلاصه داستان: در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم، ارتش آمریکا گروهی از اسیران آلمانی را برای نفوذ به پشت خطوط دشمن و گردآوری اطلاعات به کار میگیرد. مأموریتی خطرناک، وفاداری و وجدان آنان را میآزماید و هر تصمیم میتواند مرگبار باشد.
خلاصه داستان: در جریان یورش نازیها به شوروی، ولادیمیر رهبری گروهی از پارتیزانها را بر عهده دارد که پشت خطوط دشمن میجنگند. ورود نینا، بالرین جوان، به مخفیگاهشان و مأموریتی خطرناک، هم آزمون شجاعت گروه است و هم ماجرای عشقی در دل جنگ.
خلاصه داستان: برایان مکلین، خلبانی جسور و قانونگریز در شمال کانادا، با آغاز جنگ جهانی دوم به همراه دوستانش به نیروی هوایی میپیوندد. در آسمانهای خطرناک جنگ، رقابت و غرورش جای خود را به رفاقت، وظیفهشناسی و فداکاری میدهد.
خلاصه داستان: پس از سقوط باتاآن، سرهنگ آمریکایی جوزف مدن در فیلیپین میماند تا گروهی از چریکهای فیلیپینی را برای مقاومت در برابر اشغال ژاپن سازمان دهد. او و کاپیتان بونیفاسیو در نبردی پرخطر برای آزادی مردم و بازپسگیری سرزمینشان، امید و همبستگی را زنده نگه میدارند.
خلاصه داستان: در میانهٔ بمباران لندن، گیتس آمریکایی برای فروش خانهٔ خانوادگیاش به شهر میآید؛ اما لزلی، مستأجر خانه، با روایت تاریخ پرفرازونشیب آن و پیوند دو خاندان، او را به تجدیدنظر وامیدارد. این خانه در گذر نسلها شاهد عشق، دگرگونی و جنگ بوده و معنایی فراتر از یک ملک پیدا کرده است.