خلاصه داستان: دانشجوی جوانی به نام دماشی در سال ۱۹۱۴ با شور میهنپرستانه به ارتش فرانسه میپیوندد، اما خیلی زود با وحشت و فرسایش نبردهای سنگری روبهرو میشود. در کنار همرزمانش میکوشد در دل جنگ جهانی اول زنده بماند؛ جنگی که هر روز صلیبهای چوبی بیشتری بر جای میگذارد.
خلاصه داستان: در واپسین ماههای جنگ جهانی اول، چهار سرباز آلمانی در جبهه فرانسه میان گلولای سنگرها، حملههای مرگبار و لحظههایی کوتاه از زندگی بیرون میدان نبرد گرفتارند. بازگشت یکی از آنها به خانه و فاجعههای جبهه، تصویری تلخ از ویرانی و بیرحمی جنگ میسازد.
خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی اول، خلبان جسور دیک کورتنی از فرماندهی که نیروهایش را به مأموریتهای مرگبار میفرستد انتقاد میکند؛ اما وقتی خود به فرماندهی اسکادران میرسد، درمییابد که هدایت یارانش به سوی خطر چه بهای سنگینی دارد.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ داخلی، زوجی از موسیقیدانان که به جزیرهای دورافتاده پناه بردهاند، ناچار با رسیدن جنگ روبهرو میشوند؛ خشونت و ترس، زندگی و رابطهشان را از هم میپاشد.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار آلمانی برای فرار از زندگی زناشویی فروپاشیدهاش به بیروت جنگزده سفر میکند تا بحران لبنان را پوشش دهد. او در میان آشوب و خشونت، درگیر عشقی ممنوعه و قتلی ناخواسته میشود و درمییابد که چگونه جنگ، اخلاقیات انسان را نابود کرده و او را در دایرهای از فریب و خودفریبی گرفتار میسازد.
خلاصه داستان: در جبههٔ کوهستانی جنگ جهانی اول، سربازان ایتالیایی بارها به حملههایی مرگبار علیه مواضع اتریشـمجارستان فرستاده میشوند. با افزایش تلفات و شدت گرفتن نارضایتی، ستوان ساسو میان اطاعت از فرماندهان و وجدان خود گرفتار میشود.