خلاصه داستان: لو زائو زائو پس از حادثهای غیرمنتظره، در بدن سو مو وان در دوران پرآشوب جمهوریخواهی چین بیدار میشود. او برای بقا و پاک کردن نام خانوادهاش وارد بازی خطرناکی از توطئهها میشود، اما دشمنیاش با لینگ شن شینگ رفتهرفته به عشقی عمیق تبدیل شده و سرنوشت آنها را در دنیای مدرن نیز به هم پیوند میزند.
خلاصه داستان: این سریال داستان گروهی از دانشجویان با شخصیتها و پیشینههای متفاوت را روایت میکند که در سال ۲۰۰۸ در دانشگاه با یکدیگر آشنا میشوند. آنها با وجود سوءتفاهمها و تفاوتهای اولیه، به مرور زمان پیوندی عمیق برقرار کرده و روزهای پر فراز و نشیب و زیبای دوران دانشجویی را در کنار هم تجربه میکنند.
خلاصه داستان: لین کیله، دختری شاد و پرانرژی، در یک شهر کوهستانی با جیانگ چیاوسی آشنا میشود؛ پسری بااستعداد اما سرد و غمگین که تنهایی عمیقی را تجربه میکند. گرمای وجود این دختر، آرامآرام یخهای قلب پسر را ذوب کرده و رابطهشان را در مسیر بزرگ شدن به عشقی عمیق و ماندگار تبدیل میکند.
خلاصه داستان: شیانگ چینگ، دختر تازهکار و پرشوری است که پس از استخدام در یک شرکت بزرگ، به تیم ویژهای با حضور چهار همکار مرد با شخصیتهای کاملاً متفاوت میپیوندد. او در مسیر رقابتهای سخت کاری و کشف رازهای سرپرستش، ناخواسته درگیر ماجراهایی پیچیده میشود که مرزهای دوستی، کار و عشق را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در دوران جمهوری چین، افسر پلیسی به نام آلائی توسط زنی مرموز به نام لونا از مرگ نجات مییابد، اما لونا به کما میرود. آلائی با خواندن دوازده کمیک همراه لونا، پی میبرد که این داستانها کلید حل پروندههای جنایی او و فاشکننده راز سفر در زمان لونا هستند. با حل معماها و نزدیک شدن به بیداری لونا، عشقی عمیق میان آنها در میان خطرات شکل میگیرد.
خلاصه داستان: تنگ شیائو روزنامهنگار جوانی است که با آرزوی به دست آوردن جایزه معتبر پولیتزر، شبانهروز تلاش میکند. اما با خرید ناگهانی نشریهاش توسط یک شرکت رسانهای بزرگ، تمام رویاهایش نقش بر آب شده و او مجبور میشود مسیر سخت موفقیت را به عنوان یک کارمند ساده از صفر آغاز کند.
خلاصه داستان: داستان درباره شانگ ژیتائو، فارغالتحصیل جوانی است که کار در یک شرکت تبلیغاتی بزرگ را آغاز کرده و با رئیس سختگیر خود، لوان نیان، وارد رابطهای پرفرازونشیب میشود. آنها پس از سالها جدایی و سوءتفاهم، بار دیگر به عنوان افرادی موفق و برابر با یکدیگر روبرو میشوند تا فرصتی دوباره به عشق خود بدهند.
خلاصه داستان: جیان هونگچنگ پس از سالها دوری به زادگاهش بازمیگردد تا کارخانه پدریاش را از نابودی نجات دهد. او در این مسیر با نینگ یو، عشق دوران دانشگاهش، روبرو میشود و این دو در میان درگیریهای خانوادگی و حقوقی، با چالشهای دوران میانسالی و یافتن مسیر واقعی زندگی دستوپنجه نرم میکنند.