خلاصه داستان: جوجو و پاولا از دوران کودکی دوستانی جدانشدنی بودهاند، اما زمانی که جوجو تصمیم به ازدواج و نقلمکان میگیرد، پاولا که با ترس شدید از تنهایی مواجه شده، تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا مانع این عروسی شود و دوست صمیمیاش را حفظ کند.
خلاصه داستان: کالین، یک تاجر جوان نیویورکی، برای نجات یک معامله میلیاردی با یک شیخ دوبی، راهی روستایی در بلژیک میشود تا یک کبوتر مسابقهای نایاب را خریداری کند. اما آشنایی او با ایزابل، نوه صاحب کبوتر، او را در دوراهی سختی میان جاهطلبی کاری و عشقی حقیقی قرار میدهد.
خلاصه داستان: پولین، یک دانشآموز دبیرستانی آشفته و غرق در توهمات خونین، آرزوی جراح شدن را در سر میپروراند. او که با مادری سلطهگر و بیماری ریوی خواهرش دستوپنجه نرم میکند، برای جلب رضایت مادرش دست به اقدامات ترسناک، جنونآمیز و افراطی میزند.
خلاصه داستان: ماریوس، پدری طلاقدیده، تلاش میکند تا دختر پنجسالهاش سوفیا را برای یک سفر کوتاه به ساحل ببرد. اما با دخالتهای خانواده همسر سابقش، این برنامه ساده به سرعت به یک بحران خانوادگی تنشزا و خارج از کنترل تبدیل میشود.
خلاصه داستان: نیکی، دختری شاد و بیدغدغه، در جستجوی عشقِ کامل میان مردان زندگیاش سرگردان است؛ اما بهزودی در دنیایی خیالی فرو میرود که دیگر نمیتواند مرز میان واقعیت و زندگی پنهانش را تشخیص دهد.
خلاصه داستان: داستان یک پزشک متخصص زنان بیاخلاق و جاهطلب که در یک کلینیک زیستپزشکی فعالیت میکند. او برای رسیدن به ثروت و قدرت، با یک باند مخوف قاچاق انسان و سقط جنین غیرقانونی همکاری میکند؛ تصمیمی هولناک که او را در مسیر سقوط و فاجعهای تاریک قرار میدهد.
خلاصه داستان: زندگی آرام و بیدغدغه «پل»، جراح میانسال، در کنار همسرش با ورود ناگهانی «لو» دگرگون میشود؛ دختری جوان و مرموز که گذشتهای تاریک و پر از راز دارد. این ملاقات غیرمنتظره، آرامش خانوادگی آنها را به چالش کشیده و پیوندهای عاطفیشان را در آستانه فروپاشی قرار میدهد.
خلاصه داستان: آشلی، دختر نوجوان ۱۷ سالهای است که در حومه شهر با تنهایی عمیق و تمایل به خودکشی دستوپنجه نرم میکند. اما شکلگیری یک رابطه آنلاین با زنی بزرگسال، مسیر زندگی او را تغییر داده و به او کمک میکند تا با پذیرش هویت خود، از این انزوای تاریک نجات یابد.
خلاصه داستان: یک گلفباز سابق و سرخورده برای فرار از شکستهایش، مرگ خود را جعل کرده و با هویتی جدید راهی سفر میشود. او در مسیر با زنی جوان و فراری همسفر میشود و این دو با ورود به خانههای خالی و بازی در نقش صاحبان آنها، تلاش میکنند از گذشته خود فاصله بگیرند.
خلاصه داستان: مردی پس از سالها به روستای مادریاش در لهستان بازمیگردد و متوجه طرد شدن برادرش به دلیل جمعآوری سنگ قبرهای یهودیان میشود. آنها با جستجو در گذشته، به راز تاریک و هولناک مشارکت پدر و اهالی روستا در قتلعام جنگ جهانی دوم پی میبرند؛ کشفی تکاندهنده که پیوند برادریشان را در برابر حقیقتی تلخ به چالش میکشد.