خلاصه داستان: گونگ جو آ، طراح لباسی که پزشکی را رها کرده، پس از حادثهای در آستانه اخراج، به بخش مدیرکل جدید منتقل میشود؛ جایی که میفهمد رئیس تازهاش، همان عشق اول کودکی اوست. با شکلگیری رابطهای جدی میان آنها، سرنوشت به گونهای رقم میخورد که به دشمنی دیرینه و سیساله میان دو خانوادهشان پایان دهد.
خلاصه داستان: ویلی مککی جوان پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد تا ارثیه خانوادگیاش را تصاحب کند، اما ناخواسته درگیر کینه دیرینه و مرگبار میان خانواده خود و خاندان رقیب میشود. او عاشق دختری از خانواده دشمن میشود و حالا باید در خانهای که طبق قوانین مهماننوازی حق کشتن او را در آن ندارند، برای بقای خود تلاش کند.