خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام داستان واقعی پسری همجنسگرا به نام «سیبزمینی» و مادرش را در دوران فروپاشی شوروی روایت میکند که برای فرار از واقعیتهای تلخ، به سینمای آمریکا پناه میبرند. آنها با ازدواج غیابی مادر با مردی آمریکایی به سیاتل مهاجرت میکنند، اما در آنجا با چالشهای غیرمنتظرهای در مسیر هویت و رویای آمریکایی مواجه میشوند.
خلاصه داستان: سه سال پس از یک فقدان بزرگ، آنتونیو و لوکا بار دیگر در مسیر زندگی یکدیگر قرار میگیرند. در حالی که آنتونیو به عنوان یک قناد موفق تلاش میکند و لوکا در رابطهای جدید است، این تجدید دیدار احساسات قدیمی و چالشهای غیرمنتظرهای را برای آینده آنها رقم میزند.