خلاصه داستان: دو خواهر سالخورده در کلبه ساحلی خود تابستان را سپری میکنند و با مرور خاطرات گذشته، با چالشهای پیری و رابطه پیچیده میان خود روبرو میشوند. آنها در حالی که یاد روزهای دور و تماشای نهنگها را زنده میکنند، تلاش دارند با تغییرات اجتنابناپذیر زندگی کنار بیایند.
خلاصه داستان: شانون پس از ترخیص از مرکز بازپروری، با کمک خواهر خوشبین خود مارتا در یک هتل مشغول به کار میشود. اما زمانی که او به طور تصادفی یکی از مهمانان هتل را به قتل میرساند، این دو خواهر درگیر ماجرایی تاریک و کمدی برای پنهان کردن جسد میشوند.