خلاصه داستان: داستان پدری با ناتوانی ذهنی که به اشتباه متهم به قتل دختر کمیسر پلیس شده و به سلول شماره ۷ زندان فرستاده میشود. همسلولیهای او با دیدن عشق عمیق وی به دختر کوچکش، تصمیم میگیرند به هر قیمتی آنها را به هم برسانند و برای نجات او تلاش کنند.
خلاصه داستان: جیمز کینگ، مدیر ثروتمند یک صندوق سرمایهگذاری، به جرم کلاهبرداری به زندان محکوم میشود و تنها ۳۰ روز فرصت دارد تا خود را آماده کند. او به ناچار از کارگر شستشوی ماشینش، دارنل، کمک میخواهد تا روشهای بقا در زندان را به او آموزش دهد؛ غافل از اینکه دارنل هیچ تجربهای از زندان ندارد و این آموزشهای مضحک، ماجراهایی بسیار خندهدار خلق میکند.
خلاصه داستان: آرمیدا میسرره، نخستین زن سرپرست زندان در ایتالیا، پس از قتل شریک زندگیاش توسط مافیا، شجاعانه در خطرناکترین زندانهای کشور به مبارزه با جرم و جنایت برمیخیزد. او در مسیر جستجوی عدالت با رنجی بیپایان روبرو میشود که سرانجام سرنوشت او را به سمتی تاریک و غمانگیز میکشاند.
خلاصه داستان: یوگون، کارآگاه سابق پلیس، به اتهام جرم و فساد وارد زندانی مخوف میشود که توسط یک رئیس باند تبهکار بیرحم اداره میشود؛ جایی که زندانیان شبها برای انجام سرقتهای بزرگ از زندان خارج شده و از حبس خود به عنوان مدرک بیگناهی استفاده میکنند. او برای کشف حقیقت و انتقام وارد این بازی مرگبار میشود.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان آمریکایی پس از درگیری با قلدرهای مدرسهاش در جنوب شرق آسیا، به یک مؤسسه تربیتی فرستاده میشود که بیشتر شبیه به یک زندان مخوف است. او اکنون باید برای بقا و نجات جان خود، در برابر نگهبانان بیرحم و باندهای تبهکار خطرناک مبارزه کند.
خلاصه داستان: کوارتربک سابقی که به زندان افتاده، مأمور میشود تیمی از زندانیان را برای مسابقهای سخت برابر نگهبانان آماده کند. او با ساختن «ماشین خشن» فرصتی برای رستگاری و ایستادگی در برابر زورگویی پیدا میکند.
خلاصه داستان: آنارشیستی آرمانگرا پس از ناکامی در برپایی شورش، به حبس ابد محکوم میشود و سالها در انزوای زندان با باورهایش میجنگد. رویارویی او با نسل تازهای از انقلابیون، شکاف میان آرمان و واقعیت را آشکار میکند.