خلاصه داستان: سندباد برای نجات شاهدخت پریسا که جادوگری او را کوچک کرده، راهی جزیرهای پر از هیولا میشود تا چراغ جادویی را بازیابد. در این سفر پرخطر، او باید با موجودات شگفتانگیز روبهرو شود و مانع جنگی میان دو سرزمین شود.
خلاصه داستان: سندباد با یافتن لوحی طلایی راهی سفری پرخطر به سرزمین گمشدهٔ لموریا میشود تا چشمهٔ سرنوشت را بیابد. در این ماجراجویی، او و همراهانش باید با جادوگر شرور کورا و هیولاهای افسانهای روبهرو شوند.