خلاصه داستان: جوی، یک طراح مد موفق نیویورکی، در پی سفری به کوهستانهای برفی کلمبیا در طوفان گرفتار میشود. این حادثه او را با مردی مهربان به نام رِیجِی آشنا میکند؛ دیداری غیرمنتظره که نه تنها دیدگاه او را نسبت به عشق و زندگی تغییر میدهد، بلکه مسیر حرفهای جدیدی را پیش رویش میگذارد.