خلاصه داستان: در یک ایل عشایری، زوج سالخوردهای در حال شستن یک گبه هستند که ناگهان جادوی فرش بیدار شده و دختر جوانی به نام «گبه» ظاهر میشود. او داستان پرفرازونشیب عشق خود به مردی اسبسوار، مخالفتهای خانوادهاش و پیوند عمیق زندگیاش با طبیعت و رنگها را روایت میکند.