خلاصه داستان: کاترین، کارآگاه جوانی که در گذشته توسط موجودی مرموز نجات یافته، متوجه میشود ناجی او سربازی به نام وینسنت است که در پی یک آزمایش نظامی به هیولا تبدیل شده است. با شکلگیری عشقی عمیق میان آنها، این دو وارد نبردی خطرناک علیه سازمانی مخفی و توطئههای مرگبار آن میشوند.
خلاصه داستان: داستان درباره درخت تناسخی است که پس از پانصد سال دو میوه از تهذیبگران جاودان میپروراند. رَن رَن، نوزادی که از یکی از این میوهها متولد شده، برای درمان بیماریهایش به عمارت استاد سرد و مرموز، سو یی شوی میرود؛ استادی که رازهای تاریک بسیاری در دل دارد و رابطهای عاشقانه میان آنها شکل میگیرد.