خلاصه داستان: در آستانه مراسم عروسی، عروس جوانی که قرار است با دوست دوران کودکیاش ازدواج کند، با ابراز عشق پنهان لئوناردو، دوست قدیمی و متاهل خود مواجه میشود. در روز عروسی، آن دو با اسب فرار میکنند؛ تصمیمی تکاندهنده که زنجیرهای از عواقب ویرانگر و مرگبار را به همراه دارد.
خلاصه داستان: آرچی سالها عاشق دوست صمیمیاش آملیا بوده، اما ورود بیلی والش و محبوبیت ناگهانی او همهچیز را پیچیده میکند. آرچی با نقشههای خندهدار و تظاهر به کارشناسی عشق، تلاش میکند رابطهشان را خراب کند؛ غافل از اینکه اعتراف راستینش ممکن است دوستیشان را برای همیشه تغییر دهد.