خلاصه داستان: یک افسر پلیس برای بازگرداندن اعتبار خود، دو بیخانمان سادهلوح یعنی لورل و هاردی را ترغیب میکند تا از خانه رئیس پلیس دزدی کنند تا او بتواند آنها را دستگیر کند. اما خرابکاریهای خندهدار این زوج کمدی، نقشه او را به یک فاجعه تمامعیار و پر هرجومرج تبدیل میکند.
خلاصه داستان: استن و الیور برای شرکت در کنوانسیون مخفیانه "پسران صحرا" به همسران خود دروغ میگویند و وانمود میکنند که برای درمان به هاوایی میروند. اما با غرق شدن کشتی فرضی آنها در طوفان، این دو دوست دستوپاچلفتی برای فاش نشدن دروغشان درگیر ماجراهایی بسیار خندهدار و دردسرساز میشوند.
خلاصه داستان: استانلی بیست سال پس از پایان جنگ جهانی اول، همچنان بیخبر از همهجا در سنگر خود نگهبانی میدهد! وقتی دوست قدیمیاش اولیور او را پیدا کرده و به خانه میبرد، رویارویی استانلی با دنیای مدرن و ابزارهای جدید، مجموعهای از خرابکاریها و ماجراهای کمدی و خندهدار را رقم میزند.