خلاصه داستان: «عسل» داستان ایرن را روایت میکند؛ زنی که به طور مخفیانه به بیماران لاعلاج کمک میکند تا به زندگی خود پایان دهند. اما زندگی او با ورود گریمالدی، مردی که از بیماری پنهانی رنج میبرد، دستخوش چالشهای عمیق اخلاقی میشود. این درام قدرتمند و تاثیرگذار به بررسی مرزهای باریک میان زندگی، مرگ و همدلی میپردازد.
خلاصه داستان: مری، پزشکی دلسوز اما قانونشکن است که به طور مخفیانه به بیماران لاعلاج در انجام مرگ خودخواسته کمک میکند. اما با ورود کارآگاهی مصمم که خود نیز با بیماری سختی دستوپنجه نرم میکند، بازی موش و گربهای آغاز میشود که اخلاقیات و زندگی مری را به چالش میکشد.