خلاصه داستان: در سنتلوئیسِ سال ۱۹۰۳، استر اسمیت دلباخته پسر همسایه میشود و خانوادهاش روزهای پرشور عشق، موسیقی و خاطره را میگذرانند. اما خبرِ انتقال پدر به نیویورک، آرامش خانواده را برهم میزند؛ درست در آستانهٔ نمایشگاه بزرگ جهانی شهرشان.
خلاصه داستان: سه سرباز کهنهسرباز پس از جنگ قول میدهند ده سال بعد دوباره در نیویورک همدیگر را ببینند. وقتی سرانجام دیدار میکنند، درمییابند دوستی و آرزوهای جوانیشان زیر فشار زندگی و گذر زمان تغییر کرده است؛ اما برنامهای تلویزیونی شاید فرصتی برای آشتی و شروعی تازه فراهم کند.
خلاصه داستان: موریس، یک خیاط پاریسی، برای وصول طلب خود به یک قصر سلطنتی میرود اما به اشتباه به عنوان یک بارون معرفی میشود. او در این میان دلباخته شاهزادهای زیبا به نام ژانت میشود، اما فاش شدن هویت واقعیاش، عشق آنها را با چالشی بزرگ و تفاوتهای طبقاتی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: جانی و کینگ دو رقاص بااستعداد اما گمنام در نیویورک هستند که به دلیل یک اشتباه، کینگ به عنوان زوج هنری ستاره بزرگ برادوی انتخاب میشود. جانی با فداکاری به دوستش کمک میکند، اما غرور کینگ و اتفاقات شب افتتاحیه، سرنوشت این دو دوست و عشقشان به رقص را به شکلی غیرمنتظره تغییر میدهد.
خلاصه داستان: جشن پنجاهمین سالگرد استودیوی مترو گلدوین مایر در سفری نوستالژیک بهیادماندنیترین لحظههای موزیکال سینمایی بدل میشود؛ ستارگان نامآشنای استودیو با اجرای بخشهایی از فیلمهای کلاسیک، آواز و رقص چند دهه را زنده میکنند.