خلاصه داستان: سنجاب باهوش سوری و دوستانش متحد میشوند تا پارک لیبرتی را از دست شهردار ستمکار نجات دهند که نقشه ساخت پارک تفریحی را کشیده است. با کمک موش مکندو و دستهجمعی حیوانات، طرحهای بدجنسانه شهردار خنثی میشوند. در نهایت همپیمان انسانی پیدا میکنند تا پارک به نعمت طبیعت بازگردد.
خلاصه داستان: میشل، یک طراح گرافیک پنجاه ساله، خسته از زندگی شهری و روزمرگی، تصمیم میگیرد مسیر زندگی خود را تغییر دهد. او پس از دیدن تصویر یک کایاک، شیفته آن شده و سفری ماجراجویانه و پر از آرامش را در دل طبیعت آغاز میکند تا خود واقعیاش را پیدا کند.
خلاصه داستان: سه مرد مسن در سفر تفریحی خود به موریتیوس با دختری جوان و پرانرژی آشنا میشوند. اما با ورود یک ستاره مشهور بولیوود که درگیر بحرانهای شخصی و اعتیاد است، مسیر زندگی همگی آنها دستخوش ماجراهای کمدی، عاطفی و چالشهای غیرمنتظرهای میشود.
خلاصه داستان: یک مرد هوسباز و مغرور پس از رد کردن درخواست یک زن مرموز، صبح روز بعد در بدن یک زن بیدار میشود. او حالا باید با چالشهای جدید و متفاوت دنیای زنانه دستوپنجه نرم کند تا به درک و شناخت عمیقتری از اطرافیانش برسد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای مل و میا یک شرکت لوازم آرایشی نوپا را اداره میکنند، اما با بروز مشکلات مالی، پیشنهاد خرید وسوسهانگیز از سوی یک غول بزرگ صنعت زیبایی، دوستی دیرینه و کسبوکار آنها را در معرض فروپاشی قرار میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دختری به نام الی است که زندگیاش کاملاً به صمیمیترین دوستش وابسته است. اما وقتی دوستش وارد یک رابطه عاطفی میشود، الی مجبور میشود با چالشهای بزرگسالی مواجه شده و هویت مستقل خود را پیدا کند. این کمدی جذاب، روایتی ملموس از دوستیهای زنانه و مسیر خودشناسی است.
خلاصه داستان: سریال «سفر به غرب ۲۰۱۴» روایتی مدرن و کمدی از افسانه کلاسیک چینی است که در آن، سون ووکونگ و یانگ جیان پس از یک دوئل به دنیای مدرن کشیده میشوند. آنها در مواجهه با شخصیتهای امروزی و اساطیری، ماجراهایی تازه، جذاب و پر از خنده خلق میکنند.
خلاصه داستان: ژان، زنی ۳۸ ساله و مطلقه، یک روز صبح بیدار شده و با تغییری باورنکردنی و عجیب در بدن خود مواجه میشود؛ او اکنون اندامی مردانه دارد! حالا او باید در میان موقعیتهای خندهدار و چالشهای غیرمنتظره، زندگی جدید و روابط خود را با این تغییر فیزیکی عجیب مدیریت کند.
خلاصه داستان: ماکسیمو که سالها با فریب دادن زنان مسن و ثروتمند زندگی لوکسی داشته، پس از طرد شدن توسط همسر ۸۰ سالهاش مجبور به زندگی با خواهر و خواهرزادهاش میشود. او در حالی که تلاش میکند یک بیوه میلیاردر جدید را فریب دهد، درسهای ارزشمندی درباره خانواده و عشق واقعی میآموزد.
خلاصه داستان: پس از اینکه نامزد دیلان در آستانه تعطیلات بهاری با او به هم میزند، دو دوست صمیمیاش تصمیم میگیرند برای تغییر روحیهاش، او را به یک سفر جادهای پرماجرا و دیوانهوار به مقصد دریاچه هاواسو ببرند؛ سفری غیرمنتظره که زندگی آنها را دگرگون میکند.