خلاصه داستان: در سال ۱۸۵۶، دیپلمات آمریکایی تاونسند هریس برای گشودن راه گفتوگو با ژاپنیِ بیگانههراس به شیمودا میرسد، اما با بیاعتمادی و مخالفت مقامهای محلی روبهرو میشود. آشناییاش با اوکیچی، گیشایی که برای مراقبت از او فرستاده شده، به پیوندی عاطفی میانجامد و به او در نزدیکشدن به مردم و رهبران ژاپن کمک میکند.