خلاصه داستان: پس از مرگ پدری پرشور و الکلی، دختر ناامیدش تلی با روح او در آینهها روبرو میشود. حالا اعضای خانواده برای کمک به تلی و زنده نگه داشتن یاد پدر، دست به روشهای عجیب و غریبی میزنند که موقعیتهای خاصی را رقم میزند.
خلاصه داستان: در طول کشتار نانجینگ در سال 1937، پستچی A Chang به عنوان یک برنامهنویس عکس ژست گرفت و در حالی که مخفیانه به پناهندگان چینی پناه میداد به نیروهای ژاپنی کمک میکرد. او بعداً جان خود را به خطر انداخت و آنها را تخلیه کرد و شواهدی از جنایات فاش کرد.
خلاصه داستان: در جریان تست بازیگری برای یک فیلم جدید، بازیگری ادعا میکند که سناریوی فیلم دقیقاً داستان مرگ واقعی او را بازگو میکند. این ادعای عجیب، مرز بین واقعیت و سینما را به شکلی مهیج و دلهرهآور کمرنگ میکند و سازندگان را درگیر ماجرایی پیچیده میسازد.
خلاصه داستان: دیوید گیلمور، اسطوره موسیقی راک، در این فیلم کنسرت تماشایی در سالن تاریخی سیرکوس ماکسیموس رم به روی صحنه میرود. او با اجرای خیرهکننده آثار جدید خود و قطعات جاودانه پینک فلوید، تجربهای فراموشنشدنی و حماسی را برای هوادارانش در سراسر جهان رقم میزند.
خلاصه داستان: آنتونیو، کارآفرین سنتی لبنیات در جنوب ایتالیا، زندگی آرامی در میان خانوادهاش دارد؛ اما وقتی دختر کوچکش عاشق جوانی از شمال کشور میشود، دنیای او به چالش کشیده میشود. او در میان تفاوتهای فرهنگی و تصمیمهای سخت، ارزش تغییر و قدرت پیوندهای خانوادگی را کشف میکند.
خلاصه داستان: یک کارشناس خلاق فناوری، دستگاهی عجیب برای برقراری ارتباط با مردگان اختراع میکند. او برای حل پرونده یک قتل و خودکشی مرموز شروع به استفاده از این ابزار میکند، اما به مرور زمان، مرز میان واقعیت و توهم برای او از بین رفته و ذهنش رو به فروپاشی میرود.
خلاصه داستان: پس از یک شب جادویی و پرماجرا، آدری متوجه میشود دختری که به او دل باخته، در یک آسایشگاه روانی بستری است. او برای دیدن دوباره عشق زندگیاش، تصمیم میگیرد خود را به دروغ در آنجا بستری کند، اما درگیر دنیای پیچیده بیماران و چالشهای واقعی سلامت روان میشود.
خلاصه داستان: یک روزنامهنگار جسور پس از مرگ مشکوک همکارش، تلاش میکند تا از یک توطئه و برنامه سیاسی مخفیانه پرده بردارد. او در این مسیر خطرناک باید با دشمنانی سرسخت مقابله کند تا مانع از وقوع یک فاجعه جهانی و مرگ هزاران انسان بیگناه شود.
خلاصه داستان: یک ستاره کودک میانسال برای تعطیلات به خانه خالی خواهرش میگریزد، اما یک بدلکار مجروح را میبیند که در حالت سگ نشسته است و او میخواهد هر چه سریعتر او را بیرون بیاورد.