خلاصه داستان: تنگ سان که در کودکی مادرش را از دست داده بود، به همان اندازه که پدرش به او اطمینان داشت، با تکیه بر پدرش بزرگ شد. او که فردی دقیق، بالغتر از سن خود و دارای هوش و استعدادی استثنایی بود، در شش سالگی به آکادمی روئودینگ فرستاده شد تا به رویایش برای تبدیل شدن به یک استاد روح بزرگ دست یابد. در آنجا، تحت هدایت یو شیائو باند، با یتیمی به نام گو شیائو وو آشنا شد و دوستیشان شکل گرفت. آنها با هم سفری طولانی و پرچالش را در مسیر تزکیه آغاز کردند. با گذر زمان، این دو دوست روزبهروز به یکدیگر نزدیکتر شدند و در نهایت پیمانی بستند که تا پایان عمر مانند خواهر و برادر کنار هم بمانند.
خلاصه داستان: فانگ ژوئه و وی لای ممکن است در یک مدرسه درس بخوانند، اما این دو دانشآموز نمیتوانند از این متفاوتتر باشند. با پیشینههای کاملاً متفاوت، تنها چیزی که فانگ ژوئه و وی لای در آن اشتراک دارند، رویاهایشان برای ورود به یک دانشگاه خوب است.
با وجود تفاوتهایشان، فانگ ژوئه و وی لای پس از ابراز علاقه به تشکیل یک گروه مطالعه بعد از مدرسه، به یکدیگر جذب میشوند. با درک این که تنها آنها نیستند که امیدوارند به یک مدرسه خوب راه یابند، این دو تصمیم میگیرند گروه مطالعهای تشکیل دهند تا نه تنها به خودشان، بلکه به دیگر دانشآموزان نیز کمک کنند تا با امتحانات ورودی دانشگاه پیش رو مقابله کنند.
با همراهی دوستان جدیدشان، فانگ ژوئه و وی لای قدرت لازم را پیدا میکنند تا این اولین مانع بزرگسالی را با هم پشت سر بگذارند.
خلاصه داستان: "مزاحم مطالعهام نشو" داستان نان شیانگوان رو روایت میکنه، یه مدیر منابع انسانی ۲۸ ساله توی یه شرکت معروف جهانی که از بیرون قدرتمند و با اعتماد به نفس به نظر میاد، ولی درونش پر از اضطرابه و از تبعیض تحصیلی رنج میبره. یه رواندرمانی پیشرفته خاطراتش رو به ۱۰ سال قبل، سال آخر دبیرستانش، برمیگردونه و مجبورش میکنه با کلاس ۷ که باهاش سازگار نیست روبهرو بشه. برای اینکه دوباره وارد دانشگاه گوانگهوا بشه، باید یه سری مشکل رو حل کنه: همکلاسیهایی که مدام مطالعهش رو بههم میزنن و خاطرات تلخ دبیرستان. توی این مسیر با لین شیائوران، یه دانشآموز ورزشکار، دوست میشه و این دو با هم بزرگ میشن و یاد میگیرن که زندگی فقط نمره نیست.
خلاصه داستان: "آکادمی اقتدار آسمانی" داستانش توی یه سلسله آسمانی پررونق و آروم اتفاق میافته. آکادمی اقتدار آسمانی رو چهار خاندان سلطنتی ساختن تا جایگاه خانوادشون رو محکم کنن. خاندانهای سلطنتی برای گرفتن یه جا توی آکادمی با هم میجنگن. یه نویسنده معروف، بااستعداد و محبوب (که حتی ملکه یکی از طرفدارای دوآتیشهشه!) بدون امتحان ورودی به آکادمی میره. یهو معلوم میشه این جوون خوشتیپ و بااستعداد، یه دختریه. خیلی از مردا عاشقش میشن و بعدش یه داستان عاشقانه باحال و پرشکوه توی آکادمی شروع میشه.
خلاصه داستان: دو معاون پزشک ارشد جراحی مغز و اعصاب با سبکهای متفاوت، درگیر چالشهای پزشکی میشوند. یکی از آنها "رنجر تنها" (گو شیونگ) است که در جراحی مغز و اعصاب سرعت بالایی دارد، اما معتقد است که جراحی همیشه بهترین راهحل نیست. در مقابل، "دیوانه جراحی" دای یی شان (معروف به دکتر شان) که پس از تحصیل در خارج، در سنین جوانی به سمت معاون جراحی مغز و اعصاب رسیده است، به فناوریهای نوین باور دارد و معتقد است که پیشرفتهای تکنولوژیکی میتوانند تمام بیماریها را درمان کنند. در همین زمان، بنیاد ملی علوم طبیعی دستورالعملهای جدیدی منتشر میکند و…
خلاصه داستان: "دختر شگفتانگیز" داستان دو دوست صمیمی، لو که و شن سییی رو روایت میکنه که شخصیتهاشون خیلی متفاوته. این دو موقع فارغالتحصیلی از هم جدا میشن، چون شن سییی زیادی غالب بوده و به آمریکا میره. نه سال بعد، دوباره همدیگه رو میبینن و آشتی میکنن. حالا بهعنوان همکار توی مجله "لایف هوم" با هم کار میکنن و با چالشهای زندگی و کار روبهرو میشن. بازگشت سییی، انرژی خفته لو که رو بیدار میکنه و دوستیشون رو از نو میسازن.
خلاصه داستان: داستان درباره کیم دالی، یه محقق هنر که تو موزه کار میکنه، و جین مو-هاک، پسر یه خانواده که از یه رستوران کوچیک به یه شرکت بزرگ رستورانداری رسیدن، است. دالی که از یه خانواده باکلاس میاد و هفت زبون بلده، با مو-هاک که تحصیلات درست حسابی نداره ولی توی پول درآوردن حرفهایه، تو هلند به طور اتفاقی آشنا میشن. وقتی بابای دالی میمیره و موزهشون ورشکست میشه، مو-هاک که طلبکاره دوباره سر راه دالی قرار میگیره. این دو تا با وجود تفاوتهاشون کمکم عاشق هم میشن و سعی میکنن موزه رو نجات بدن. این سریال یه کمدی رمانتیک پر از لحظههای بامزه و احساسیه.
خلاصه داستان: "تقاطع بیسترو" داستان پنج زن با پیشینههای متفاوت رو روایت میکنه که با هم یه رستوران به اسم "بی زه نان یوان" توی پکن باز میکنن. یو شانشان، بزرگترین سهامدار، دوستای صمیمیش رو دور هم جمع میکنه: بائو شوی، یه بازیگر ناشناخته خوشبین، و دای شیائو یو، که از خارج برگشته و دخترعموی بائوئه. این دو بعد از دیدار دوباره، زندگی پر از شوخی و خنده رو شروع میکنن. دو سهامدار دیگه، سی منگ، یه خونهدار، و فنگ شی، که بهخاطر عشق به پکن اومده، هم نقش مهمی دارن. این پنج نفر توی این مسیر بزرگ میشن، عشق پیدا میکنن و دوستیشون رو محکمتر میکنن.
خلاصه داستان: "پازل جنایت" داستان هان سونگ مین رو روایت میکنه، یه روانشناس جنایی معروف که یهو اعتراف میکنه یه نامزد سیاسی رو کشته و به زندان میافته. یو هی، یه پروفایلر جنایی و عشق سابقش که پدرش توی یه قتل از دست داده، باور نمیکنه که اون واقعاً مقصره. اون برای پیدا کردن حقیقت، توی زندان با سونگ مین مصاحبه میکنه و این دو کمکم قطعات یه پازل پیچیده از قتلهای زنجیرهای رو کنار هم میذارن.
خلاصه داستان: "بانوی دربار" داستان شنگ چو مو رو روایت میکنه، پسر یکی از ستونهای بنیانگذار امپراتوری تانگ، که زندگی بیهدف و تنبلی داره تا اینکه عاشق فو رو، دختر یه تاجر محلی، میشه. چو مو که شیفته فو رو میشه، تصمیم میگیره خودش رو بهتر کنه و با درس خوندن و رشد، دنبال عشقش بره. از اون طرف، فو رو با مهارتش توی بافت پارچه به دربار راه پیدا میکنه و توی دسیسههای خطرناک قصر گیر میافته. این دو باید با هوش و مهارتشون دشمناشون رو شکست بدن تا هم عشقشون رو نجات بدن هم کشورشون رو.