خلاصه داستان: کامو و تورا در پوشش یک کتابفروشی، به عنوان انتقامجویانی اجیرشده فعالیت میکنند و مجرمانی را که از چنگال قانون گریختهاند به سزای اعمالشان میرسانند. آنها با پذیرش پروندههای قربانیان جنایات خشونتآمیز، وارد مسیر تاریک انتقام شخصی میشوند؛ جایی که گذشته مبهم آنها و چرخه بیپایان خشونت به تصویر کشیده میشود.
خلاصه داستان: یک معلم ورزش سختگیر و بددهن از سال ۱۹۸۶، بهطور ناگهانی از طریق یک اتوبوس جادویی به سال ۲۰۲۴ سفر میکند. او در دنیای مدرن امروز با قوانین سختگیرانه اجتماعی و فضای مجازی روبهرو میشود و با رفتارهای عجیب و موزیکال خود، تفاوتهای فرهنگی دو نسل را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان درمورد دوبازیگره که وانمود میکنند به قتل رسیدن و در همین حل کارآگاهی که در اصل روی پرونده های تعرض به بی خانمان ها کار میکنه به گمان اینکه قتل واقعیه برای بررسی به صحنه جرم میاد و در حین مشاجره با این دو حادثه ای دیگه رخ میده و به بی خانمان دیگه ای تعرض میشه به خاطر وقفه ای که توی تحقیقات ایجاد شده و منجر به این اتفاق میشه دو بازیگر تصمیم میگیرن برای گیر انداختن مجرم همکاری کنن و یکیشون نقش بز خانمانی رو به عهده میگیره و اینطوری عملیات شناسایی شروع میشه
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰ تایلند، یک پزشک پوست جوان با نوشتن مخفیانه ستون مشاوره جنسی جنجالی «دکتر کلیماکس» در یک روزنامه، جامعه را دچار بیداری جنسی میکند. او در این مسیر با چالشهای بزرگی از سوی سیاستمداران محافظهکار و ماجراهای عاطفی غیرمنتظره روبهرو میشود.
خلاصه داستان: چیوان و پورنچیوا، دو دختر از خانوادهای اشرافی، در سوئیس مشغول تحصیل هستند. وقتی از چیوان خواسته میشود تا واسطه پیوند پورنچیوا و یک دیپلمات جوان تایلندی شود، او ناخواسته خودش دلباخته او میشود؛ عشقی ممنوعه که آنها را وارد بازی پیچیدهای از دروغ، حسادت و وفاداریهای متضاد میکند.
خلاصه داستان: چاتکلائو برای بازپرداخت وام به عنوان پزشک در یک بیمارستان کمپ شروع به کار کرد. او با کوانروتای ملاقات می کند که همیشه او را مسخره کرده است، با این حال خود را عاشق او می بیند.
خلاصه داستان: سرهنگ رونلک، افسری شجاع و وارث خاندانی اشرافی، پس از پذیرفتن سرپرستی خواهر دوست مرحومش، با جایپیسوت، معلمی که دشمن دوران کودکیاش بوده، روبرو میشود. با فاش شدن راز هویت اشرافی و یتیم بودن جایپیسوت، عشقی پر فراز و نشیب همراه با مثلثی عشقی میان آنها شکل میگیرد که باید میان تبار و احساسشان دست به انتخاب بزنند.
خلاصه داستان: دوجاپسورن برای انتقام از خانوادهای که مادرش را فریب دادهاند، وارد شرکت آنها میشود؛ اما ملاقات با سرهنگ آسیرا، مردی که سالها پیش جانش را نجات داده بود، او را در دوراهی سختی میان وفاداری به انتقام مادر و عشق واقعی گرفتار میکند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی تاتسوهیتو، دانشآموز مظلومی است که پس از تصادف شُو، رئیس افسانهای یک باند گانگستری، ناچار میشود خود را به جای او جا بزند. حالا او باید در دنیای پر از خشونت و درگیری گانگسترها، رهبری گروه «گرند کراس» را بر عهده بگیرد و هویت واقعیاش را پنهان نگه دارد.
خلاصه داستان: در دنیایی که بازیهای مرگبار به سرگرمی نخبگان تبدیل شده، گروهی از بازیکنان ناامید وارد رقابتی وحشیانه میشوند که در آن هر دور بازی، یک قدم به مرگ نزدیکترشان میکند. آنها باید با تکیه بر هوش، اعتماد و خیانت، از میان معماهای پیچیده و تلههای مرگبار جان سالم به در ببرند.