خلاصه داستان: داستان درباره دو نفر به نامهای یون نا-مو و گیل ناک-وون است که در کودکی اولین عشق همدیگه بودن. نا-مو پسری ساکت و مرموز بود که پدرش یک قاتل زنجیرهای روانی بود، و ناک-وون دختری شاد و پر از محبت، فرزند یک بازیگر معروف. عشقشون با قتل پدر و مادر ناک-وون به دست پدر نا-مو به پایان میرسه. سالها بعد، نا-مو که حالا چائه دو-جین نام داره، یک کاراگاه شده و ناک-وون که حالا هان جائه-یی هست، بازیگریه که با گذشته دردناکش کنار میاد. اونا دوباره همدیگه رو پیدا میکنن و سعی میکنن زخمهاشون رو التیام بدن.
خلاصه داستان: داستان درباره گرین است که به طور اتفاقی وارد یک باشگاه تبلیغاتی میشه که اصلاً بهش فکر نمیکرد. اونجا با دو هون، رئیس باشگاهی که همهچیز توش عالیه، آشنا میشه. این دو نفر با هم ملاقات میکنن و در کنار هم رشد میکنن. این سریال کوتاه درباره زندگی دانشگاهی، دوستی و تجربههای جدیده که با لحظات طنز و احساسی همراهه.
خلاصه داستان: داستان درباره یک دزد حرفهای به نام دونگ-گو است که به همراه تیمی از متخصصان، نقشه میکشه تا گنجینهای باستانی رو از زیر زمینهای سئول بدزده. اونا با چالشهای مختلفی مثل تلههای قدیمی، نگهبانان و رقبای دیگه روبهرو میشن. این فیلم ترکیبی از ماجراجویی، کمدی و هیجانه که با ریتم سریع و شخصیتهای جذاب پیش میره و تلاش این گروه برای رسیدن به هدفشون رو نشون میده.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "کارآموز خونسرد" داستان گو ههرا رو روایت میکنه، یه زن تو چهلسالگیش که بعد از ۷ سال دوری از کار، بهعنوان کارآموز به دنیای کار برمیگرده. اون که قبلاً توی یه شرکت بزرگ کار میکرد، حالا با پیشنهاد چوی جیوون، همکار سابقش، وارد یه موقعیت عجیب میشه: اخراج مادرای شاغل. ههرا که شوهرش بیکار شده، چارهای جز قبول این کار نداره، اما وقتی جیوون خودش حامله میشه، همهچیز بههم میریزه.
خلاصه داستان: "دختر لاکر سکهای" داستان ایل یونگ رو روایت میکنه، یه نوزاد که سال ۱۹۹۶ توی یه لاکر سکهای توی ایستگاه قطار سئول غربی پیدا میشه. یه گدا اونو برمیداره و اسمش رو ایل یونگ میذاره، ولی وقتی ۱۰ سالش میشه، یه کارآگاه فاسد اونو به زنی که فقط "مادر" صداش میکنن میفروشه. مادر، رئیس یه باند وامخواری و قاچاق اعضای بدن توی چایناتاون اینچئونه، ایل یونگ رو بزرگ میکنه تا یه مأمور وفادار بشه. اما وقتی ایل یونگ با یه زندگی معمولیتر آشنا میشه، وفاداریش به مادر کم میشه و یه جنگ خونین شروع میشه.
خلاصه داستان: "پرنس قهوه" داستان گو اون چان رو روایت میکنه، یه دختر تامبوی که بهخاطر شباهتش به پسرا، توی یه کافیشاپ مردونه استخدام میشه. اونجا با چوی هان گیول، صاحب مغازه که فکر میکنه اون چان پسره، کار میکنه. هان گیول که با فشار خانوادگی برای ازدواج روبهروئه، با اون چان یه رابطه عجیب شروع میکنه و کمکم عاشقش میشه، بدون اینکه بدونه اون دختره.
خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به تو" داستان وو شیاو چن رو روایت میکنه، یه جراح قلب جوون که بعد از یه عمل ناموفق به یه بیمارستان دیگه منتقل میشه. اونجا با ژانگ هان، یه پزشک خونسرد و حرفهای، روبهرو میشه که اول باهاش مشکل داره. این دو کمکم توی کار و زندگی به هم نزدیکتر میشن و با چالشهای پزشکی و احساساتشون، یه رابطه عاشقانه و عمیق شروع میکنن.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به بهشت" داستان لی جی سو رو روایت میکنه، یه مدیر مراسم تدفین که دو بار طلاق گرفته و با مرگ و از دست دادن غریبه نیست. اون با دوست قدیمیش، بک جونگ وو، که از جوونی با بیماری لاعلاج لو گهریگ دستوپنجه نرم میکنه، دوباره روبهرو میشه. این دو عاشق هم میشن و ازدواج میکنن، اما وقتی علائم جونگ وو بدتر میشه، جی سو فقط میخواد کنارش بمونه و به یه معجزه امیدوار باشه.