خلاصه داستان: در این فیلم کمدی، روجر، مردی متوسط و شرمگذر، برای جلب توجه آندرز، دختری که دوستش دارد، به یک دورهی ویژه برای آموزش اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی میپیوندد. آموزگار این دوره، دکتر پی، مردی با شخصیت تقلبی و روشهای مشکوک، به روجر کمک میکند تا خودش را تغییر داده و مرد مورد علاقه آندرز شود. اما با پیشرفت روجر، رقابتی بین او و دکتر پی آغاز میشود که منجر به وقایع طنزآمیز و جالب میشود.
خلاصه داستان: Álex, uma jovem intersexo de 15 anos, vive com os pais em uma vila costeira remota no Uruguai. Quando um casal de amigos de Buenos Aires vem visitá-los com o filho adolescente Álvaro, os pais de Álex esperam que Álvaro possa ajudar a jovem a explorar sua sexualidade. No entanto, a situação se torna mais complexa quando Álex e Álvaro desenvolvem uma conexão emocional e física, desafiando as expectativas e preconceitos de ambos os lados. O filme explora temas de identidade de gênero, sexualidade e aceitação, enquanto Álex luta para encontrar seu lugar no mundo e definir sua própria identidade.
خلاصه داستان: در داستان «جادوگر»، یک جادوگر معروف به نام «آرتور» با تواناییهای ماورایی خود، مردم شهری کوچک را به شگفتی وامیدارد. اما پس از یک حادثه مرموز، آرتور مجبور میشود با نیروهای تاریکی که در پس پرده پنهان هستند، مقابله کند تا جامعهاش را از خطر نجات دهد. در این سفر پرماجرا، او با رازهایی روبرو میشود که تمام اعتقاداتش را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: در سال 2025، داستان فیلم "کیلر فورچون تلر" در ادامهی سریال "دریاچهی آتش" رخ میدهد. پس از وقوع حملهی تروریستی در دریاچهی آتش، یک گروه از افسران پلیس ویژه برای بررسی وضعیت به محل حادثه اعزام میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که حملهی تروریستی تنها بخشی از یک طرح بزرگتر است و یک شبکهی تروریستی با هدف ایجاد هرج و مرج در کشور در حال فعالیت است. گروه پلیس ویژه با استفاده از تکنیکهای پیشرفته و اطلاعات جدید، تلاش میکنند تا شبکهی تروریستی را شناسایی و از فعالیت آن جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: در دهه 1970، فرانک مورایتی، مردی سختگیر و بیتاب، با خانوادهاش در شهری کوچک زندگی میکند. او با مشکلات روزمره، کار و خانواده سر و کله میزند و تلاش میکند رابطهاش با همسر و فرزندانش را حفظ کند. در این سریال کمدی-درام، خانواده مورایتی با موقعیتهای طنزآمیز و چالشهای زندگی روزمره روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «فروشگاه کاغذ» در سال 2016، درباره دانشجویی جوان به نام آنی است که برای تأمین هزینههای تحصیلی خود، شروع به نوشتن مقالات آماده برای فروش به دانشجویان دیگر میکند. او به سرعت در این بازار سیاه موفقیت میکند و با کمک یک مشاور تحصیلی، کسب و کارش را گسترش میدهد. اما این راه سریع ثروت منجر به مشکلات اخلاقی و قانونی برای او میشود و او مجبور میشود با عواقب تصمیمات خود روبرو شود.
خلاصه داستان: در سال 1921، کارگردان معروف فیلمهای ترسناک، فردریش ویلم نور، شروع به فیلمبرداری فیلم «نوشتار وحشی» میکند. او یک بازیگر مرموز به نام مکس شرک را برای نقش وحشتناک «کنت دراکولا» انتخاب میکند. اما هر چه فیلمبرداری پیش میرود، تیم فیلمبرداری متوجه میشوند که شرک نه تنها نقش را به طور واقعی زندگی میکند، بلکه ممکن است یک خونآشام واقعی باشد که تبدیل به یک هنرپیشه شده است. در حالی که اعضای تیم فیلمبرداری یکی پس از دیگری ناپدید میشوند، ویلم نور مجبور میشود با این واقعیت مواجه شود که آیا او یک شاهکار هنری خلق کرده است یا یک تراژدی واقعی را به تصویر کشیده است.
خلاصه داستان: مایکل جکسون در سفر از موتون تا آلبوم آف دی وال، به تاریخ موسیقی پاپ نقطه عطفی میزند. این مستند به تکامل او به عنوان یک هنرمند منحصربهفرد میپردازد و از روزهای اول کار او در گروه جکسون ۵ تا موفقیت شگرف آلبوم «آف دی وال» در سال ۱۹۷۹ را به تصویر میکشد. با مصاحبههای صمیمانه با همکاران و دوستان و کلیپهای نایاب از اجراهای زنده، این فیلم به تماشاگران اجازه میدهد تا شاهد تبدیل یک استعداد جوان به یک شخصیت اسطورهای در دنیای موسیقی باشند.
خلاصه داستان: در داستان "کندو زنبور عسل"، یک گروه از زنبوران ماهر در یک کندوی بزرگ زندگی میکنند. این زنبوران به صورت منظم و سازمانیافته به جمعآوری شهد و تولید عسل میپردازند. اما یک روز، یک زنبور جوان به نام زیلا تصمیم میگیرد که از کندو خارج شود و دنیای بزرگتر را کشف کند. زیلا در این سفر، با چالشهای مختلفی مواجه میشود و با زنبوران دیگری نیز آشنا میشود. او یاد میگیرد که چگونه با مشکلات مختلف مقابله کند و در نهایت به کندوی اصلی باز میگردد تا تجربیات خود را با بقیه زنبوران به اشتراک بگذارد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۲۰، کانتی لدی چترلی با همسرش، سرهنگ چترلی، ازدواج میکند. پس از جنگ جهانی اول، سرهنگ چترلی به دلیل مجروحیت از کمر به پایین فلج میشود و دیگر قادر به انجام عمل جنسی نیست. کانتی که در تپههای دور افتادهای در یورکشایر زندگی میکند، به دنبال احساسات و عشق واقعی است. او با اولیور میلورز، یک باغبان جوان و زندگیپرشور، آشنا میشود و عشقی عمیق و احساسی بین آنها شکل میگیرد. این رابطه ممنوعالعاده باعث ناامنی و درگیریهایی در زندگی کانتی میشود و او مجبور میشود بین وفاداری به همسرش و عشقش به اولیور انتخاب کند.