خلاصه داستان: دختری نوجوان به نام آیسولپان در دشتهای مغولستان، رویای تبدیل شدن به نخستین شکارچی عقاب زن در تاریخ قوم خود را دنبال میکند. او که تنها سیزده سال دارد، باید با سنتهای دیرینه و تردید بزرگان قبیله روبرو شود و مهارتهای دشوار شکار با عقاب را بیاموزد. آیسولپان زیر نظر پدرش، که خود یک شکارچی باتجربه است، آموزش میبیند تا نه تنها بر طبیعت خشن، بلکه بر شک و تردیدها غلبه کند و ثابت کند که شجاعت و اراده هیچ ارتباطی به جنسیت ندارد. این مستند الهامبخش که در سال ۲۰۱۶ توسط اوتو بل ساخته شده، داستانی شگفتانگیز از اراده، خانواده و شکستن مرزهای جنسیتی را در یکی از دورافتادهترین نقاط جهان روایت میکند.
خلاصه داستان: در وینِ دوران سلطنت فرانتس یوزف، امپراتور اتریش-مجارستان، داستانی عاشقانه و طنزآمیز حول محور یوهان اشتراوس جوان میچرخد که با وجود مخالفت اولیه، به یکی از مشهورترین آهنگسازان تاریخ وین تبدیل میشود. این فیلم که با الهام از زندگی واقعی اشتراوس ساخته شده، ماجرای عشق او به یک خواننده اپرا به نام «رسی» را روایت میکند؛ عشقی که با موانع طبقاتی و مخالفت خانوادهها روبرو است. در این میان، خود امپراتور نیز که به موسیقی اشتراوس علاقهمند شده، به طور غیرمستقیم در سرنوشت این عشق نقش بازی میکند. کارگردان این اثر برجسته، «یوهانس شلپ» است و بازیگرانی همچون «استفان گوتوری»، «کریستین بوخهولتسر»، «فرانچسکا کومینو» و «الکساندر پشچم» در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند. فیلم با بهرهگیری از والسهای جاودانه اشتراوس، مخاطب را به دل تاریخ و فرهنگ باشکوه وین میبرد و داستانی از عشق، موسیقی و غلبه بر محدودیتها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «پایان یک رابطه» ساخته نیل جردن در سال ۱۹۹۹، با بازی رالف فاینس، جولیان مور و استفان ری، روایتگر داستان عشق ممنوعه و پر شور موریس بندریکس، نویسنده ای در لندن دوران جنگ جهانی دوم، به سارا مایلز، همسر دوست صمیمی اش هنری است. این رابطه پرشور ناگهان و به طور مرموزی توسط سارا پایان می یابد و موریس را سالها بعد با خاطرات و سوالاتی بی پاسخ تنها می گذارد. پس از گذشت دو سال، موریس که هنوز درگیر این جدایی ناگهانی است، توسط هنری برای تحقیق در مورد وفاداری مشکوک سارا استخدام می شود و این آغاز کشف رازهایی عمیق تر از آنچه تصور می کرد، از جمله تعهدی مذهبی و معجزه ای الهی است که سرنوشت همه را تغییر می دهد.
خلاصه داستان: یک نمایش تلویزیونی بریتانیایی به کارگردانی ریچارد آیر که در سال ۲۰۱۵ تولید شد و بر پایهٔ نمایشنامهٔ مشهور رونالد هاروود ساخته شده است. این درام هنری با بازی درخشان آنتونی هاپکینز در نقش «سر» (Sir)، کارگردان سالخورده و پرآوازهٔ تئاتر که در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم در حال اجرای نمایشنامهٔ شاه لیر شکسپیر است، و ایان مککلن در نقش «نورمن» (Norman)، دستیار وفادار و فداکار او که با تمام وجود از کارگردان محبوبش مراقبت میکند، روایت میشود. داستان در یک شب بارانی و در پشت صحنهٔ یک تئاتر محلی در انگلستان میگذرد؛ جایی که «سر» در آستانهٔ فروپاشی روانی قرار دارد و نورمن باید با تمام توان و تدبیر خود، او را برای اجرای مهمترین نقش زندگیاش آماده کند. این اثر که پیش از این نیز با اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی مختلفی روبرو شده، در این نسخه با بازی دو بازیگر برجستهٔ جهان، عمق تراژیک رابطهٔ یک هنرمند و دستیارش را به تصویر میکشد و مرزهای میان وفاداری، عشق و وابستگی را در دنیای تئاتر به چالش میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ زندگی جورجیانا کاوندیش، دوشس دوونشر است که در قرن هجدهم میلادی در انگلستان میگذرد. جورجیانا که توسط کیرا نایتلی به تصویر کشیده شده، یک زن اشرافی جذاب، باهوش و بسیار محبوب در جامعه است که در سنین جوانی با دوک دوونشر (رالف فاینس) ازدواج میکند. با وجود شهرت و محبوبیتش، او در زندگی زناشویی خود با مشکلات فراوانی روبرو میشود، زیرا همسرش فردی سرد و بیاحساس است و به او خیانت میکند. زندگی جورجیانا زمانی پیچیدهتر میشود که دوست صمیمیاش، الیزابت فاستر (هیوارد) به خانهٔ آنها نقل مکان میکند و به صورت سهنفره با آنها زندگی میکند. این فیلم که در سال ۲۰۰۸ توسط سول دایبچ ساخته شده، به زیبایی زندگی پر فراز و نشیب این زن اشرافی، مبارزات او با قوانین سختگیرانهٔ جامعه و جستجوی او برای عشق و خوشبختی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «روز بعد از فردا» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی رولاند امریش، داستانی فاجعهبار و نفسگیر را روایت میکند. در این فیلم، دنیس کواید در نقش جک هال، دانشمند اقلیمشناس، هشدار میدهد که تغییرات آبوهوایی میتواند به سرعت زمین را به عصر یخبندان جدیدی بکشاند. هنگامی که طوفانهای ویرانگر و یخبندانهای ناگهانی سراسر جهان را فرا میگیرد، جک باید در یک مأموریت خطرناک برای نجات پسرش سم (جیک جیلنهال) که در نیویورک گیر افتاده، اقدام کند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده، صحنههای اکشن پرتنش و داستانی پر از هیجان، تماشاگران را با خود به سفری پرحادثه در مواجهه با خشم طبیعت میبرد.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی هنرمند کرهای هونگ سانگ سو محصول سال ۲۰۱۱ که با نام «روزی که او میآید» نیز شناخته میشود. این اثر سینمایی با بازی یو جون سانگ در نقش یو جون سانگ، یک کارگردان سینما که دیگر فیلم نمیسازد و به زادگاهش سئول بازمیگردد، روایتگر داستانی ظریف و تأملبرانگیز است. او در این سفر چندروزه با دوستان قدیمی خود دیدار میکند و در کافهها و بارهای شهر پرسه میزند. ملاقات او با یک زن مرموز که شباهت عجیبی به معشوقه سابقش دارد، زندگی او را وارد فضایی سوررئال و تکرارشونده میکند. هونگ سانگ سو با نگاهی دقیق و طنازی ظریف، مفاهیم زمان، حافظه و روابط انسانی را در قالب دیالوگهای هوشمندانه و تصاویری مینیمال به تصویر میکشد. فیلم که در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۱ حضور داشت، اثری شاعرانه و خودارجاع است که مرزهای واقعیت و خیال را در هم میآمیزد و مخاطب را به تأملی عمیق درباره زندگی و هنر فرامیخواند.
خلاصه داستان: دیوید کراننبرگ در سال ۱۹۸۳ شاهکاری فراطبیعی با بازی کریستوفر واکن در نقش «جان اسمیت»، معلم دبیرستانی که پس از یک تصادف وحشتناک به کما میرود و پنج سال بعد بیدار میشود، خلق کرد. او اکنون از توانایی شگفتانگیزی برای دیدن آینده افراد از طریق لمس برخوردار است، موهبتی که زندگی او را به جهنمی تبدیل میکند. وقتی جان آیندهی سیاه یک سیاستمدار جاهطلب به نام «گرگ استیلسون» (مارتین شین) را میبیند و متوجه میشود که او تهدیدی برای بشریت است، با چالشی اخلاقی و شخصی مواجه میشود که سرنوشت جهان را تغییر خواهد داد. این فیلم بر اساس رمانی از استیون کینگ ساخته شده و با بازی درخشان واکن و فضاسازی تاریک خود، به یکی از برترین اقتباسهای سینمایی از آثار کینگ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلم «بازماندگان» (The Descendants) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی الکساندر پین و با بازی جورج کلونی در نقش مت کینگ، وکیلی موفق در هاوایی است که زندگی ایدهآل او پس از سقوط همسرش الیزابت به کما ناشی از یک حادثه قایقسواری، دگرگون میشود. مت که همواره خود را «مشاور موقت» خانواده میدانسته، حالا مجبور است نقش پدری تماموقت را برای دو دختر نوجوانش، الکساندرا (شایلی وودلی) و اسکاتی (آمالی میلر)، بر عهده بگیرد. زمانی که مت از طریق الکساندرا از خیانت همسرش در گذشته مطلع میشود، تصمیم میگیرد تا به همراه دخترانش سفری به جزایر دیگر هاوایی داشته باشد تا هم همسرش را به مرگی آرام بدرقه کند و هم با مردی که با او رابطه داشته، روبرو شود. این سفر در عین حال با تصمیمات مهم خانوادگی درباره فروش زمینهای ارثیشان در هاوایی نیز گره میخورد و مت را در موقعیتی دشوار قرار میدهد. این فیلم کمدی-درام که بر پایه رمانی از کای هارتو همینگز ساخته شده، با نگاهی طنازانه و در عین حال عمیق به مسائلی چون غم، بخشش، خانواده و مسئولیتپذیری میپردازد و تحسین منتقدان را برانگیخت.
خلاصه داستان: ورونیکا، زنی جوان در لهستان و ورونیک، خواننده اپرایی در فرانسه، دو زنی هستند که از نظر ظاهری یکسان بوده و هر دو از مشکلات قلبی رنج میبرند، اما از وجود یکدیگر بیخبرند. ورونیکا در لهستان، با وجود هشدار پزشکش، با تمام وجود میخواند و در حین اجرای کنسرت به دلیل مشکل قلبی جان خود را از دست میدهد. در همان لحظه، ورونیک در فرانسه، در هنگام عشقبازی با معشوقش، ناگهان احساس غم و اندوه شدیدی کرده و تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او به دنبال یافتن پاسخ این حس مرموز، با یک عروسکگردان مرموز آشنا شده و درگیر رابطهای عاطفی میشود که سرنوشت او را به شکل غیرمنتظرهای تغییر میدهد. کریستوف کیشلوفسکی، کارگردان شهیر لهستانی، در سال ۱۹۹۱ این شاهکار سوررئال را با بازی درخشان ایرن ژاکوب خلق کرد که جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را برای او به ارمغان آورد. این فیلم با بهرهگیری از تصاویر خیرهکننده و موسیقی ماندگار، مفاهیم عمیقی مانند تقدیر، ارتباط نامرئی روحها و معنای زندگی را به شکلی شاعرانه و رمزآلود به تصویر میکشد.