خلاصه داستان: چیوان و پورنچیوا، دو دختر از خانوادهای اشرافی، در سوئیس مشغول تحصیل هستند. وقتی از چیوان خواسته میشود تا واسطه پیوند پورنچیوا و یک دیپلمات جوان تایلندی شود، او ناخواسته خودش دلباخته او میشود؛ عشقی ممنوعه که آنها را وارد بازی پیچیدهای از دروغ، حسادت و وفاداریهای متضاد میکند.
خلاصه داستان: چاتکلائو برای بازپرداخت وام به عنوان پزشک در یک بیمارستان کمپ شروع به کار کرد. او با کوانروتای ملاقات می کند که همیشه او را مسخره کرده است، با این حال خود را عاشق او می بیند.
خلاصه داستان: سرهنگ رونلک، افسری شجاع و وارث خاندانی اشرافی، پس از پذیرفتن سرپرستی خواهر دوست مرحومش، با جایپیسوت، معلمی که دشمن دوران کودکیاش بوده، روبرو میشود. با فاش شدن راز هویت اشرافی و یتیم بودن جایپیسوت، عشقی پر فراز و نشیب همراه با مثلثی عشقی میان آنها شکل میگیرد که باید میان تبار و احساسشان دست به انتخاب بزنند.
خلاصه داستان: دوجاپسورن برای انتقام از خانوادهای که مادرش را فریب دادهاند، وارد شرکت آنها میشود؛ اما ملاقات با سرهنگ آسیرا، مردی که سالها پیش جانش را نجات داده بود، او را در دوراهی سختی میان وفاداری به انتقام مادر و عشق واقعی گرفتار میکند.
خلاصه داستان: زندگی باسارا توجو پس از ازدواج مجدد پدرش دگرگون میشود؛ چرا که او میفهمد دو خواهرخوانده جدیدش، دختر پادشاه شیاطین و یک سکیوبوس هستند. او به طور تصادفی وارد یک قرارداد خادم و اربابی با آنها میشود و حالا باید با پنهان کردن هویت واقعی خود به عنوان یک قهرمان سابق، از خانواده جدیدش در برابر شیاطین محافظت کند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی تاتسوهیتو، دانشآموز مظلومی است که پس از تصادف شُو، رئیس افسانهای یک باند گانگستری، ناچار میشود خود را به جای او جا بزند. حالا او باید در دنیای پر از خشونت و درگیری گانگسترها، رهبری گروه «گرند کراس» را بر عهده بگیرد و هویت واقعیاش را پنهان نگه دارد.
خلاصه داستان: در دنیایی که بازیهای مرگبار به سرگرمی نخبگان تبدیل شده، گروهی از بازیکنان ناامید وارد رقابتی وحشیانه میشوند که در آن هر دور بازی، یک قدم به مرگ نزدیکترشان میکند. آنها باید با تکیه بر هوش، اعتماد و خیانت، از میان معماهای پیچیده و تلههای مرگبار جان سالم به در ببرند.
خلاصه داستان: در آیندهای تاریک که رباتهای سنتینل نسل جهشیافتهها را به مرز نابودی کشاندهاند، ولورین به سال ۱۹۷۳ فرستاده میشود. او باید با متحد کردن نسخههای جوان و ناسازگار پروفسور ایکس و مگنیتو، از وقوع یک ترور سرنوشتساز جلوگیری کرده و آینده جهان را تغییر دهد.
خلاصه داستان: لوید در روستای افسانهای کونرون بزرگ شده، جایی که همه به شدت قدرتمند هستند و او خودش را ضعیفترین فرد میداند. او برای تبدیل شدن به یک سرباز شجاع به شهر آغازین سفر میکند، اما به زودی متوجه میشود که قدرتهای معمولی او در دنیای بیرون، فراتر از تصور همگان است.