خلاصه داستان: یک بازیگر سرشناس پس از تناسخ در بدن دختر ارشد خاندان نابودشدهی رونگ، در سن هجده سالگی فرصتی دوباره برای انتقام مییابد. او با تکیه بر هوش خود و اتحاد مخفیانه با شاهزاده سوم، در میان دسیسههای اجتماعی نقشه میکشد تا حقیقت تاریک پشت نابودی خانوادهاش را فاش کند.
خلاصه داستان: ژیااونگ تیان، جوانی که در خیابانهای سخت شانگهای بزرگ شده، با تکیه بر هوش سرشار و استعداد بینظیرش در کار با ماشینآلات بخار، برای بقا تلاش میکند. او ناخواسته به درون نبردی پیچیده کشیده میشود و با عبور از سختیها، مسیر خود را برای تبدیل شدن به قهرمانی بزرگ در باندهای شهر هموار میکند.
خلاصه داستان: گو ژنگ، دختری که توسط خانوادهاش فریب خورده و به سرنوشتی تلخ محکوم شده، فرصتی دوباره برای تغییر سرنوشت خود مییابد. او با شین یان، پیشگام قدرتمند امپراتوری، متحد شده و در میان رقابتهای سیاسی و رازهای پنهان، رابطهای پیچیده را آغاز میکند که به عشقی واقعی و دگرگونکننده تبدیل میشود.
خلاصه داستان: لی چوچو، دختری از یک خاندان اشرافی، پس از سالها پی میبرد که مرگ مادرش یک حادثه نبوده و توطئهای بزرگ پشت آن است. او در مسیر کشف حقیقت و انتقام، وارد رابطهای پیچیده، پر از تنش و وسواسگونه با برادر ناتنیاش میشود که زندگی هر دو را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: یی شن لان، پزشک اطفال متعهد در یک کلینیک روستایی، بر اثر یک سوءتفاهم با مدیر جدید بیمارستان، لو جائو شی، روبرو میشود. اما سرنوشت او را به دستیار این مدیر تبدیل میکند و همکاری نزدیک آنها برای حل مشکلات کلینیک و درمان بیماران، به عشقی شیرین و غیرمنتظره میان آن دو میانجامد.
خلاصه داستان: چوی کانگ و کواک بیونگنام، دو کهنهسرباز سابق نیروهای ویژه، زندگی آرامی در محله چانگری دارند. اما زمانی که امنیت خانه و همسایگانشان به خطر میافتد، آنها بدون دغدغههای سیاسی و تنها برای محافظت از عزیزانشان متحد میشوند تا به قهرمانان محلی تبدیل شوند.
خلاصه داستان: در قرن چهاردهم و دوران سلطنت مغولها، چین در پی سالها جنگ و قحطی در آستانه فروپاشی است. در این میان، افسانهای وجود دارد که هر کس به شمشیر بهشتی و خنجر اژدها دست یابد، بر جهان مسلط خواهد شد. حالا ژانگ ووجی، جوانی یتیم، در میان این کشمکشها قرار میگیرد تا سرنوشت کشور را رقم بزند.
خلاصه داستان: آماندا پس از یک شکست عاطفی با چهار مدل همخانه میشود و به همسایه جذابش مشکوک میشود که مرتکب قتل شده است. اما با ورود به دنیای او، میفهمد که او یک مأمور مخفی افبیآی است و حالا این دو باید برای متوقف کردن یک باند قاچاق، وارد ماجراجویی هیجانانگیز و عاشقانهای شوند.
خلاصه داستان: هان مو چول، صاحبخانه ثروتمند و خسیسی معروف به «اسکروج کرهای»، با افزایش بیرحمانه اجارهبها، دوست قدیمیاش را در آستانه ورشکستگی قرار میدهد. در این میان، دوست مشترک آنها نیز برای تامین هزینه جراحی قلب فرزندش با بحرانی بزرگ روبهرو میشود. این تقابل میان پولپرستی، فداکاری و بقا، زندگی آنها را به چالش میکشد.