خلاصه داستان: داستان پسر نوجوان سوارکاری به نام الک رمزی و اسبش مشکی است که مبتنی بر فیلم اسب سیاه ساخته شده است. مشکی مانند دیگر اسب ها نیست. او قهر می کند، محبت می کند و فقط به صاحبش سواری می دهد.
خلاصه داستان: : وقتی جوکر تامی تریکر با برخی از دوستانش شوخی های عملی می کند، بهترین دوستش رالف، که یک کلکسیونر تمبر است، راز "سفر تمبر" را کشف می کند تا او را وادار کند تا با یک تمبر به سراسر جهان سفر کند تا چارلز مری ودر مرموز را بازگرداند. که به مدت 75 سال هرگز با تمبر برنگشت.
خلاصه داستان: ابیگیل؛ فیلمی ترسناک کمدی به کارگردانی مت بتینلی-اولپین و تایلر جیلت بر اساس و فیلم ۱۹۳۶ هیولاهای یونیورسال کلاسیک، دختر دراکولا ساخته شده است. پس از ربودن دختر بالرینِ یک چهره کلیدی دنیای زیرزمینی، گروهی از مجرمین او را به عمارتی دورافتاده منتقل میکنند. آنها بیخبرند که در این حبس ناخواسته، با یک دختربچه معمولی طرف نیستند…
خلاصه داستان: نوجوانی با اسب در اصطبل اسب مسابقه پدر و مادرش بزرگ می شود که پیوند استثنایی عمیقی با اسب جوان دارد. یک تصادف تهدید می کند که حرفه های مسابقه ای را به پایان برساند اما آنها با هم برای رسیدن به پیروزی مبارزه می کنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره پسر نوجوان کانادایی به نام مکس که دوازده سال دارد. او بعد از اینکه پدرش با مشکلات مالی مواجه میشود مجبور میشود سمساری خود را که در گاراژ خانهشان اداره میکند تعطیل کند و به یک شهر کوچک روستایی نقل مکان کند. مکس یک دنیای کشاورزی در مقیاس کوچک را کشف میکند و...
خلاصه داستان: این فیلم داستان واقعی بر اساس فاجعهی اتفاقافتاده برای یکی از زیردریاییهای اتمی روسیه در سال 2000 میلادی را به تصویر میکشد. در حالی ملوانان در حال غرق شدن هستند خانواده های آن ها سعی میکنند با فشارهای سیاسی برای کمک به آن ها کاری کنند...
خلاصه داستان: انیمیشن نیکلاس کوچولو داستانها و ماجراجوییهای پسری بازیگوش به نام نیکلاس است که قصه همکلاسیها، معلم و والدینش را دنبال میکند، اتفاقاتی که در پاریس دهه 60 میلادی رخ میدهد.
خلاصه داستان: آرکادیان؛ فیلمی اکشن کمدی براساس یک مجموعه مانگای ژاپنی به کارگردانی یویچی ساتو است. یک تیرانداز استثنایی به نام ریو وقتی که همکارش ماکیمورا هیدیوکی کشته میشود با خواهر او، کائوری، متحد شده تا حقیقت مرگ وی را آشکار کند اما…
خلاصه داستان: کاتاک نهنگی است که رنگ همه هم سن و سال هایش سفید شده، به جز او که هنوز کوچک و خاکستری مانده است. او برای آنکه ثابت کند بزرگ شده و آخرین آرزوی مادربزرگ عزیزش را برآورده کند، قدم در سفری خطرناک به سوی شمال می گذارد.