خلاصه داستان: در ژوئیه ۱۸۹۵، وقوع یک قتل مرموز در عمارت مجلل خانواده وندربیلت، آرامش نخبگان نیویورک را برهم میزند. اِمّا، نویسنده جوان و بیباک روزنامه محلی، برای نجات برادر ناتنیاش که به اتهام قتل دستگیر شده، آستین بالا میزند. او با وجود موانع جامعه مردسالار، به همراه یک کارآگاه پلیس وارد مسیر پرپیچوخم کشف حقیقت میشود.
خلاصه داستان: شانون هیوز، متخصص بازسازی خانههای قدیمی، جسد عموی دوستش را در یک خانه ویکتوریایی پیدا میکند. در حالی که پلیس مرگ او را یک حادثه میداند، شانون به همراه یک خبرنگار کنجکاو وارد مسیر حل معما میشود؛ مسیری که آنها را به یک گردنبند گرانبها و رازی جنایی میرساند.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ ویتنام، یک سرباز آمریکایی به نام هینس با تهدیدی فراتر از تصور روبرو میشود؛ موجودی مرموز و ماوراءطبیعی به نام «ریگر» که با توانایی دستکاری واقعیت و سفر در زمان، میدان نبرد را به جهنمی علمیتخیلی و هولناک تبدیل میکند.
خلاصه داستان: امیا که از کودکی آرزوی ورود به دنیای پیشخدمتهای حرفهای را داشته، سرانجام وارد یک آکادمی معتبر میشود. او در آنجا با هنری، پسری بااستعداد اما بیانگیزه آشنا میشود و رقابت سرسختانه آنها به مرور زمان به عشقی عمیق تبدیل میشود که مسیر زندگیشان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی-رومانتیک «بهترین نسخه از عشق»، ریکا که یک متخصص حرفهای بازآفرینی تصویر است، با بزرگترین چالش زندگیاش مواجه میشود. او باید ظاهر و پرستیژ کلایف، یک ستاره سابق فوتبال را بازسازی کند، اما این همکاری غیرمنتظره، مسیر عشق و زندگی هر دو را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: یک خبرنگار تحقیقاتی به نام دین چیس تلاش میکند تا شایعه شکلاتهای جادویی یک شکلاتساز به نام لوسی را که گفته میشود عشق واقعی را به ارمغان میآورند، افشا کند. اما با نزدیک شدن به روز ولنتاین و گذراندن وقت با لوسی، او خودش طعم این شکلاتها را میچشد و دوباره به قدرت عشق ایمان میآورد.
خلاصه داستان: دراکولارا که با فریب و حیله تصور میکند وارث حقیقی تاج و تخت خونآشامهاست، همراه با دوستان وفادارش راهی ترانسیلوانیا میشود. اما آنها به زودی متوجه توطئهای بزرگ و مرموز میشوند و باید برای کشف حقیقت و نجات دراکولارا، دست به ماجراجویی هیجانانگیزی بزنند.
خلاصه داستان: وقتی نامزد تیفانی عروسی خود را لغو می کند، تیفانی دلش می سوزد ... که عروسی رویایی او تعطیل است. بدتر از همه، به نظر می رسد که بهترین مامور دیوانه او در محل کار، تمام کنسلی ها را برای عروسی خودش انجام می دهد.
خلاصه داستان: در دسامبر ۱۹۹۸، سلان پرایس در حالی که آماده خودکشی میشود، ناگهان با حمله وحشتناک زامبیها به محلهاش مواجه میگردد. او به همراه همکلاسیهایش در یک مدرسه پناه میگیرد و اکنون باید برای بقا، دست به انتخابهای تاریک و تصمیمات بسیار دشواری بزند.